بررسی ادراک موضوع مابعدالطبیعه از دیدگاه ابن سینا در مقایسه با دیدگاه توماس آکوئینی
محل انتشار: نشریه فلسفه تطبیقی، دوره: 2، شماره: 3
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CPH-2-3_006
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
ابن سینا به تبع ارسطو، به عنوان یکی از قواعد مهم دانش برهانی بر ضرورت وجود مبادی اولی برای دانش مابعدالطبیعه تاکید می کند و مصادیقی را برای آن ها برمی شمرد که از جمله آن ها می توان به موجود، واحد و شیء اشاره کرد. ابن سینا موضوع مابعدالطبیعه یعنی موجود بما هو موجود را نیز در زمره این مبادی اولی قرار می دهد و معتقد است که موجود بما هو موجود نیازی به تعلم ماهیت و اثبات وجود ندارد. در مجموع بیانات ابن سینا در این باب، می توان سه ملاک اصلی برای مبادی اول تصوری احصاء کرد: اعرفیت، عمومیت و حد و رسم نداشتن. بررسی آثار توماس آکوئینی نشان می دهد که او دارای دو دیدگاه در ادراک موجود است. در برخی آثار، همانند ابن سینا موجود را جزء مبادی اولی قرار می دهد ولی در برخی آثار، از ابن سینا فاصله می گیرد و ادراک موجود را حاصل یک عملکرد پیچیده عقلانی می داند.با ملاحظه این دیدگاه توماس و تفسیر مفسران وی، می توانیم ابن سینا را با یک پرسش مهم مواجه کنیم و آن این است که آیا ادراک موجود همان ادراک موجود بما هو موجود است؟ بررسی آثار ابن سینا نشان می دهد که هرچند برای درک موجود بما هو موجود لازم است تا برخی مراحل عقلانی را طی کنیم ولی این مراحل عقلانی، اقامه حد و برهان نیستند و می توانند نوعی تعاریف و علامات تنبیهی باشند که مخل اولیت موجود بما هو موجود محسوب نمی شوند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لیلا کیانخواه
موسسه حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران