شبهه خدای خیالی و کارکرد آن (بررسی و نقد الحاد جامعه شناختی کارل مارکس با تاکید بر دیدگاه اندیشمندان مسلمان)
محل انتشار: نشریه فلسفه تطبیقی، دوره: 1، شماره: 2
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CPH-1-2_001
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
از آنجا که مارکس هم درباره اصل خداباوری سخن گفته و هم درباره کارکرد آن، در این مقال که به روش توصیفیتحلیلی نگاشته شده است دیدگاه وی را در باب خداباوری و کارکرد آن مورد نقد و بررسی قرار دادیم. از آنجا که دیدگاه مارکس در باب خداباوری پژواک دیدگاه فویرباخ است و مارکس حرف جدیدی در این باره ندارد در تبیین و نقد این دیدگاه بیشتر به همان تبیین و نقد دیدگاه فویرباخ بسنده کردیم. اما در خصوص نظرگاه وی در باب کارکرد خداباوری که در واقع مکمل دیدگاه وی در باب اصل خداباوری است تلاش کردیم دیدگاه وی را به دقت نقل و مورد ارزیابی قرار دهیم. از منظر مارکس دین افیون جامعه است. بسته به کارکردهای مختلف افیون می توان نقدهای مختلفی بر آن نگاشت. اگر جنبه ایجابی افیون مدنظر نباشد آن گونه که قاطبه شارحان مارکس گفته اند در این صورت دیدگاه مارکس از جهات مختلف قابل رد است؛ هم از این لحاظ که گزارش وی درباره کارکرد دین با واقعیت دین، تاریخ دین و آموزه های دینی سازگاری ندارد و هم از این لحاظ که مبتنی بر یک انسان شناسی ناقص است و دریافت صحیحی از نیازهای واقعی انسان ندارد.از آنجا که مارکس هم درباره اصل خداباوری سخن گفته و هم درباره کارکرد آن، در این مقال که به روش توصیفیتحلیلی نگاشته شده است دیدگاه وی را در باب خداباوری و کارکرد آن مورد نقد و بررسی قرار دادیم. از آنجا که دیدگاه مارکس در باب خداباوری پژواک دیدگاه فویرباخ است و مارکس حرف جدیدی در این باره ندارد در تبیین و نقد این دیدگاه بیشتر به همان تبیین و نقد دیدگاه فویرباخ بسنده کردیم. اما در خصوص نظرگاه وی در باب کارکرد خداباوری که در واقع مکمل دیدگاه وی در باب اصل خداباوری است تلاش کردیم دیدگاه وی را به دقت نقل و مورد ارزیابی قرار دهیم. از منظر مارکس دین افیون جامعه است. بسته به کارکردهای مختلف افیون می توان نقدهای مختلفی بر آن نگاشت. اگر جنبه ایجابی افیون مدنظر نباشد آن گونه که قاطبه شارحان مارکس گفته اند در این صورت دیدگاه مارکس از جهات مختلف قابل رد است؛ هم از این لحاظ که گزارش وی درباره کارکرد دین با واقعیت دین، تاریخ دین و آموزه های دینی سازگاری ندارد و هم از این لحاظ که مبتنی بر یک انسان شناسی ناقص است و دریافت صحیحی از نیازهای واقعی انسان ندارد.
نویسندگان
سید عبدالرئوف افضلی
استادیار گروه فلسفه، دانشکده حکمت و دین پژوهشی، دانشگاه بین المللی جامعه المصطفی، قم، ایران.
محمد محمد رضایی
استاد ،گروه فلسفه ،پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :