قاعده «بسیط الحقیقه» در حکمت متعالیه و نقد آن از منظر عرفان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CPH-2-2_001

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405

چکیده مقاله:

قاعده «بسیط الحقیقه» از قواعد معروفی است که در حکمت متعالیه صدرائی بسیار مورد توجه بوده و در اثبات دعاوی مهمی از آن استفاده شده است؛ از جمله در اثبات عینیت صفات ذاتی حق با ذات حق، و نیز در اثبات علم ذات حق به ماسوا، قبل از ایجاد ممکنات؛ استدلالی که صدرالمتالهین برای اثبات این قاعده می آورد این است که اگر بسیط الحقیقه، همه موجودات نباشد، باید موجود سلب شده، نقیضش بر آن بسیط حمل شود زیرا رفع نقیضین محال است؛ درین صورت، حقیقت بسیط مفروص، مرکب از داشتن چیزی و نداشتن چیزی است؛ و این خلف در بساطت او است؛ به نظر نگارنده از منظر عرفانی، این قاعده هم به حسب اصل ادعا مخدوش است؛ زیرا مبتنی بر نوعی کثرت وجود است؛ و هم به حسب استدلالش ناتمام است؛ چون این استدلال مورد نقض دارد؛ و هم به حسب نتایج مترتب بر آن، با اشکالاتی مواجه است؛ زیرا مقام ذات حق مقام «لا اسم و لا رسم له» است؛ این اشکالات پذیرش این قاعده را ناممکن می گرداند؛ و در نزاع بین فلاسفه و عرفا در زمینه ثبوت صفاتی ذاتی، ترجیج با نظر عرفا است؛ در مقاله حاضر به این مباحث پرداخته ایم.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

حسین عشاقی

دانشیار، گروه فلسفه، پژوهشکده حکمت و دین پژوهی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم، ایران.