"تحلیل ماتریس سوات(SWOT) معرفت شناسی: مقایسه ای بین ابن سینا و ابن باجه"
محل انتشار: نشریه فلسفه تطبیقی، دوره: 2، شماره: 2
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CPH-2-2_004
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
نهال فلسفه و تفکر عقلانی در عالم اسلامی از اواسط قرن دوم هجری قمری، به ویژه در زمان منصور عباسی، با نهضت ترجمه آغاز شد. در این دوره، آثار علمی و فلسفی به طور گسترده از زبان های یونانی، سریانی و پهلوی به عربی ترجمه گردید. این روند در شرق عالم اسلامی، در سه مسیر مشائی، اشراقی و حکمت متعالیه ادامه یافت و در غرب، به ویژه در اندلس، با تاکید بر جنبه های عرفانی و سپس عقلانی، به تکامل رسید. این تحولات نه تنها به غنای معرفت شناسی در فلسفه اسلامی کمک کردند، بلکه زمینه ساز شکل گیری اندیشه های نوین نیز شدند.ابن سینا، نابغه عالم شرق، نقش پررنگی در فرآیند توسعه معرفت شناسی ایفا کرده است. از سوی دیگر، در مغرب اسلامی، فیلسوفانی چون ابن باجه اندلسی با بهره گیری از آموزه های فلسفی فارابی، ابن سینا و دیگر اندیشمندان، بر غنای این عرصه افزوده اند. این تعاملات فکری موجب شکل گیری و گسترش عمیق تر مباحث معرفت شناسی در فلسفه اسلامی گردید.این پژوهش به بررسی و مقایسه مسئله معرفت و شناخت از منظر دو فیلسوف بزرگ، ابن سینا و ابن باجه، با استفاده از روش تحلیل محتوا و جدول سوات می پردازد. نتایج این ماتریس نشان می دهند که در ساحت معرفت شناسی، اهمیت نقش عقل در ابن سینا نسبت به ابن باجه بیشتر و از طرفی نقش شهود در ابن باجه پر رنگ تر می باشد .همین طور فاصله فلسفه با عرفان در ابن سینا دورتر و در ابن باجه بسیار نزدیک تر و بالنهایه تاکید بر تجربه در ابن سینا کمتر از ابن باجه است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
غلامحسین خدری
دانشیار، گروه فلسفه ، کلام و اخلاق، دانشگاه پیام نور ، تهران، ایران