تحلیل انتقادی نسبت حکمرانی خوب و مبانی نظری اسلام سیاسی در افغانستان
محل انتشار: دوفصلنامه دانش سیاسی، دوره: 22، شماره: 1
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
فایل این مقاله در 36 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_POKN-22-1_012
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
افغانستان در دو دهه اخیر دو تجربه متفاوت از نظم سیاسی را پشت سر گذاشته است: دوره جمهوری اسلامی افغانستان پس از ۲۰۰۱ و بازگشت اسلام سایسی به قدرت در سال ۲۰۲۱. این تحول، مسئله نسبت میان مبانی اسلام سیاسی افغانستان و الزامات حکمرانی خوب را بار دیگر در کانون توجه قرار داده است. پژوهش حاضر با رویکرد نظری تحلیلی و با استفاده از تحلیل اسنادی و تحلیل ثانویه، به بررسی انتقادی این نسبت در افغانستان می پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که مبانی نظری اسلام سیاسی در افغانستان چه نسبتی با مولفه های حکمرانی خوب دارد و این نسبت در حوزه هایی مانند پاسخگویی، شفافیت، مشارکت سیاسی، حاکمیت قانون و کنترل فساد چگونه آشکار می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که تعارض اصلی نه میان اسلام به عنوان یک دین و حکمرانی خوب، بلکه میان قرائت خاص اسلام سیاسی از مشروعیت و اعمال قدرت و الزامات نهادی حکمرانی خوب شکل می گیرد. تمرکز قدرت، محدودشدن مشارکت سیاسی، محدودیت فضای رسانه ای و گسترش نقش نهادهای دینی در تنظیم حوزه عمومی، از جمله مصادیق این تعارض در افغانستان پس از ۲۰۲۱ است. در عین حال، تجربه جمهوری اسلامی افغانستان نیز نشان می دهد که استقرار نهادهای رسمی حکمرانی خوب به تنهایی برای نهادینه شدن پاسخگویی و شفافیت کافی نبوده است. بنابراین، پژوهش نتیجه می گیرد که تحلیل حکمرانی در افغانستان نیازمند توجه همزمان به ساختارهای نهادی و مبانی مشروعیت سیاسی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
غوث الدین حافد
گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان
علی علی حسینی
گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
حمید نساج
گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران