نقش ویژگی های پیام و شبکه های هم پیمانی اجتماعی در رفتار هم رسانی شهروندان: کاربرد نظریه سطح تفسیری در روابط عمومی شهرداری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 61
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CASGC10_582
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
در زیست بوم ارتباطی نوین، بازنشر داوطلبانه اطلاعات و رخدادها توسط شهروندان در بستر شبکه های اجتماعی—که در ادبیات علمی از آن تحت عنوان «پیام رسانی شفاهی الکترونیکی» (eWOM) یاد می شود—به یکی از کلیدی ترین سازوکارهای شکل دهی به افکار عمومی، هم افزایی سرمایه اجتماعی و تسهیل مدیریت بحران های شهری تبدیل شده است. چالش بنیادین روابط عمومی های مدرن، فهم دقیق انگیزه های روان شناختی مخاطبان در اشتراک گذاری داده ها و تشخیص عواملی است که سبب دست به دست شدن یک پیام در شبکه های ارتباطی یا بایگانی و نادیده انگاشته شدن آن می شود. این پژوهش با ابتنا بر «نظریه سطح تفسیری» (Construal Level Theory)، به تحلیل الگوی انگیزش فرستندگان پیام پرداخته و تعامل سه گانه میان «قدرت پیوندهای اجتماعی»، «فاصله زمانی رویداد» و «درجه ملموس بودن ساختار پیام» را مورد واکاوی تجربی قرار می دهد. بر پایه مبانی این نظریه، ذهن انسان رخدادها را بر اساس فاصله روانی و زمانی در دو سطح متمایز تفسیر می کند؛ به گونه ای که وقایع در آستانه وقوع با جزئیات عینی و ملموس ادراک می شوند، حال آنکه اهداف و پدیده های دوردست در قالب کلان نگر و انتزاعی در ذهن جای می گیرند. در راستای آزمون این گزاره، یک طرح پژوهشی ترکیبی (۲×۲×۲) به کار گرفته شده است که در آن متغیرهای فاصله زمانی (افق نزدیک در برابر دور)، قالب ساختاری پیام (محتوای ملموس بصری/تصویری در مقابل محتوای انتزاعی متنی) و مقصد انتشار (حلقه روابط قوی درون فردی نظیر خانواده، دوستان صمیمی و همسایگان در مقایسه با مخاطبان ناشناس و عام در شبکه های عمومی) دستکاری و اثرات متقابل آن ها بر نرخ انگیزش بازنشر مخاطبان ارزیابی شده است. یافته های آماری پژوهش نشان می دهد که نخست، میل به بازنشر پیام های کاربردی و هشدارها در مجاری دارای «پیوندهای قوی» به مراتب بیشتر از فضاهای عمومی است؛ زیرا شهروندان به دلیل تعلق خاطر اجتماعی و احساس مسئولیت اخلاقی در قبال نزدیکان خود، ترجیح می دهند نقش پیام رسان معتمد را در حلقه های صمیمی ایفا کنند. دوم، میان مولفه فاصله زمانی و شیوه ارائه محتوا اثر متقابل معناداری وجود دارد؛ به این معنا که هرگاه یک موضوع شهری یا اقدام خدماتی در آستانه تحقق باشد (نظیر عملیات آسفالت ریزی روز آینده، اختلال ترافیکی آنی یا رخدادهای فرهنگی پیش رو در همان هفته)، پیام های ملموس، مستند و مبتنی بر تصاویر یا ویدئوهای عینی بالاترین تمایل به بازنشر داوطلبانه را برمی انگیزند. در نقطه مقابل، برای برنامه های راهبردی و طرح های افق بلندمدت شهری، تولید پیام های مفهومی، تحلیلی و متنی که چرایی سیاست گذاری را شرح می دهند، همسویی بالاتری با ذهنیت انتزاعی مخاطب ایجاد کرده و انگیزه همرسانی را تقویت می نمایند. از منظر سیاست گذاری ارتباطات در شهرداری، نتایج این پژوهش بر لزوم پرهیز از الگوهای یکنواخت و متون خشک اداری تاکید دارد؛ کارشناسان روابط عمومی با انطباق فرم پیام با افق زمانی طرح ها و هدف گذاری پیوندهای محله محور و شبکه های اجتماعی خرد به جای اتکای محض به تبلیغات کلیشه ای کلان مقیاس، قادر خواهند بود بازده انتقال پیام و عمق مشارکت مدنی را به شکلی نظام مند ارتقا دهند.
کلیدواژه ها:
پیام رسانی شفاهی الکترونیکی (eWOM) ، شبکه های اجتماعی ، نظریه سطح تفسیری (CLT) ، پیوندهای اجتماعی ، فاصله زمانی ، ملموس بودن پیام ، ارتباطات شهرداری ، مدیریت شهری ، مشارکت مدنی.
نویسندگان
محمدصادق حیدری
کارشناس روابط عمومی، شهرداری صدرا،شیراز