بررسی حقوقی حق حضانت طفل پس از طلاق

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LAWHAMAYESH10_373

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405

چکیده مقاله:

حضانت طفل، به عنوان یکی از محوری ترین و حساسترین نهادهای حقوق خانواده، در آئینه طلاق ابعادی پیچیده، چندلایه و سرنوشت ساز می یابد. این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، اسنادی، قوانین موضوعه، آرای وحدت رویه و نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه انجام شده است، به بررسی نظام حقوقی حاکم بر حضانت اطفال پس از طلاق در ایران پرداخته و ضمن تبیین مبانی فقهی و قانونی، تحولات تقنینی و چالش های اجرایی را نیز مورد کنکاش قرار داده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که قانون مدنی ایران با استناد به فقه امامیه، قاعده اولیه را بر «اولویت مادر تا سن هفت سالگی» و «اولویت پدر پس از آن» استوار کرده است (ماده ۱۱۶۹ ق.م). با این حال، تحولات تقنینی اخیر، به ویژه تصویب قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹، گفتمان مسلط را از «اولویت جنسیتی صرف» به «اصالت و تقدم مصلحت طفل» تغییر داده است. به عبارت دیگر، امروزه هیچ یک از والدین «حق مطلق» بر حضانت ندارند و دادگاه خانواده موظف است در هر پرونده، با بررسی همه جانبه شرایط (وضعیت روانی، اخلاقی، اقتصادی والدین، سن و سلامت کودک، و حتی نظر کودک در صورت صلاحدید)، بهترین تصمیم را برای تامین مصالح عالیه کودک اتخاذ کند. از دیگر ویژگی های بارز این نظام حقوقی، تفکیک دقیق میان نهاد «حضانت» (نگهداری فیزیکی و تربیت روزمره) و «ولایت قهری» (تصمیم گیری در امور بنیادین مانند ازدواج، تحصیل، درمان های اساسی و مدیریت اموال) است که هرچند از منظر حمایت از اموال کودک مفید است، اما در عمل می تواند منشا تعارض میان والدین شود. همچنین قانون، حق ملاقات را برای والدین فاقد حضانت به رسمیت شناخته و برای اجرای آن، ضمانت اجراهایی از جمله بازداشت والد ممتنع پیش بینی کرده است (ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده). با وجود این پیشرفت ها، پژوهش حاضر نشان می دهد که نظام حقوقی ایران در حوزه حضانت کماکان با چالش های بنیادینی مواجه است: تمسک به اولویت های جنسیتی در قانون مدنی (که با روح قانون حمایت خانواده در تعارض ظاهری است)، تاثیر ازدواج مجدد مادر بر سلب حضانت (حتی پس از تعدیلات)، نبود شاخص های عینی و مدون برای سنجش «مصلحت طفل»، طولانی بودن فرآیند دادرسی و ضعف ضمانت اجراهای عملی. در مجموع، رویکرد قانون گذار در جهت حمایت از حقوق کودک و تقدم مصلحت او بر هرگونه اولویت جنسیتی، تحولی مثبت و ضروری ارزیابی می شود، اما این مسیر نیازمند تکمیل و روزآمدسازی مستمر از طریق اصلاح قوانین، آموزش تخصصی قضات و تقویت نقش کارشناسان رسمی است.

نویسندگان

یوسف زارع

دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد استهبان.

مهسا رنجبر

دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد استهبان.

روح الله زارع

استاد رشته حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد استهبان.