« هوش مصنوعی در برابر تفکر انسانی: طراحی استراتژی های آموزشی برای تقویت «شکاکیت سازنده» در دانش آموزان در عصر محتواهای تولیدشده توسط ماشین»

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RETTMDS01_199

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405

چکیده مقاله:

گسترش شتابان مدل های هوش مصنوعی زاینده و تولید انبوه داده های به ظاهر موثق اما مستعد خطا، یادگیرندگان معاصر را در معرض آسیب پذیری های شناختی نظیر پذیرش انفعالی و اتکای کاذب قرار داده است. مقاله حاضر با هدف بررسی تقابل هوش مصنوعی و تفکر انسانی، به تبیین و طراحی استراتژی های نوین آموزشی جهت پرورش «شکاکیت سازنده» در دانش آموزان پرداخته است. روش پژوهش در این مطالعه مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و تحلیل چارچوب های آموزش سواد انتقادی هوش مصنوعی است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که شکاکیت سازنده برخلاف نفی گرایی یا بدبینی شناختی، حالتی فعال از عاملیت فکری است که به دانش آموزان امکان می دهد ادعاها، سوگیری های الگوریتمی، و توهمات ماشینی را با استفاده از ارزیابی مبتنی بر شواهد اعتبارسنجی کنند. در این راستا، چارچوبی سه وجهی شامل تفکر بازتابی در سنجش خروجی ماشین، واسازی منطقی پاسخ های الگوریتمی، و دیالوگ فعال میان ذهن انسانی و هوش محاسباتی تدوین گردید. نتایج نشان می دهد که ارده و تولید انبوه داده های به ظاهر موثق اما مستعد خطا، یادگیرندگان معاصر را در معرض آسیب پذیری های شناختی نظیر پذیرش انفعالی و اتکای کاذب قرار داده است. مقاله حاضر با هدف بررسی تقابل هوش مصنوعی و تفکر انسانی، به تبیین و طراحی استراتژی های نوین آموزشی جهت پرورش «شکاکیت سازنده» در دانش آموزان پرداخته است. روش پژوهش در این مطالعه مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و تحلیل چارچوب های آموزش سواد انتقادی هوش مصنوعی است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که شکاکیت سازنده برخلاف نفی گرایی یا بدبینی شناختی، حالتی فعال از عاملیت فکری است که به دانش آموزان امکان می دهد ادعاها، سوگیری های الگوریتمی، و توهمات ماشینی را با استفاده از ارزیابی مبتنی بر شواهد اعتبارسنجی کنند. در این راستا، چارچوبی سه وجهی شامل تفکر بازتابی در سنجش خروجی ماشین، واسازی منطقی پاسخ های الگوریتمی، و دیالوگ فعال میان ذهن انسانی و هوش محاسباتی تدوین گردید. نتایج نشان می دهد که ارتقای ابعاد شناختی انسان محور نظیر تفکر انتقادی، درک عمیق بافتی و قضاوت اخلاقی، نه تنها مانع از هضم انفعالی داده های تولیدشده توسط ابزارهای مصنوعی می شود، بلکه فناوری را از جایگاه پاسخ دهنده نهایی به بستری برای تعمیق پرسشگری و کاوشگری دانش آموزان تغییر موقعیت می دهد. در نهایت، راهکارهایی کاربردی برای طراحی برنامه های درسی سازگار با این رویکرد ارائه شده است.واژگان کلیدی: هوش مصنوعی زاینده، تفکر انسانی، شکاکیت سازنده، استراتژی های آموزشی، تفکر انتقادی، سواد رسانه ای دیجیتال.

نویسندگان

مرتضی دوشیار بیجاری

* نویسنده اول

حجت رمضانی نژاد

نویسنده سوم

بهزاد ساسانی

نویسنده چهارم