طراحی و اعتبارسنجی مدل حکمرانی شناختی– معرفتی یادگیری در محیط های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی مولد: تبیین مرز میان تقویت شناخت و برون سپاری تفکر
محل انتشار: بیست و چهارمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ABUCONPA24_007
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
گسترش هوش مصنوعی مولد در محیط های آموزشی، ماهیت تعامل میان یادگیرنده، دانش و فناوری را با تحولی اساسی مواجه کرده است. سامانه های هوش مصنوعی مولد می توانند از طریق تولید توضیح، ارائه بازخورد، تولید مثال، پشتیبانی از حل مسئله و شخصی سازی تعاملات آموزشی، ظرفیت های شناختی یادگیرندگان را تقویت کنند؛ با این حال، همین قابلیت ها ممکن است در صورت استفاده فاقد نظارت به انتقال بخشی از فرایندهای شناختی و معرفتی یادگیرنده به سامانه هوش مصنوعی منجر شوند. در چنین وضعیتی، مسئله اصلی دیگر صرفا میزان استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه چگونگی تنظیم رابطه شناختی و معرفتی میان یادگیرنده و سامانه هوشمند است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل حکمرانی شناختی–معرفتی یادگیری در محیط های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی مولد انجام می شود. چارچوب نظری پژوهش با تلفیق ادبیات هوش مصنوعی در آموزش، نظریه برون سپاری شناختی، خودتنظیمی و فراشناخت، عاملیت معرفتی و سواد هوش مصنوعی شکل گرفته است. در این چارچوب، حکمرانی شناختی–معرفتی به عنوان مجموعه ای از فرایندهای آگاهانه برای تعیین حدود استفاده از هوش مصنوعی، پایش تعامل با آن، ارزیابی معرفتی خروجی ها و بازتنظیم میزان اتکا به فناوری مفهوم پردازی می شود. پژوهش از رویکرد آمیخته اکتشافی متوالی بهره می گیرد؛ به این صورت که در مرحله نخست، مولفه های مدل از طریق مرور نظام مند ادبیات و مصاحبه با خبرگان شناسایی و از طریق فرایند اجماع خبرگان پالایش می شوند و در مرحله کمی، ساختار اندازه گیری و روابط میان سازه ها با تحلیل عاملی تاییدی و مدل سازی معادلات ساختاری آزمون خواهد شد. اهمیت مدل پیشنهادی در آن است که برون سپاری شناختی را ذاتا پدیده ای منفی تلقی نمی کند، بلکه میان برون سپاری سازنده، که می تواند منابع شناختی را برای فعالیت های سطح بالاتر آزاد کند، و برون سپاری وابستگی زا، که ممکن است به کاهش عاملیت معرفتی منجر شود، تمایز قائل می شود. از این منظر، حکمرانی شناختی–معرفتی به عنوان سازوکار واسط و تنظیم کننده ای مطرح می شود که تعیین می کند استفاده از هوش مصنوعی مولد به تقویت شناخت یا برون سپاری تفکر منجر شود. نوآوری اصلی پژوهش، انتقال کانون تحلیل از «اثرات کلی هوش مصنوعی بر یادگیری» به «حکمرانی فرایندهای شناختی و معرفتی در تعامل انسان–هوش مصنوعی» است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی کریملی
کارشناس آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
نیلوفر محمدی
کارشناسی ارشد هوش مصنوعی، دانشگاه غیرانتفاعی ابرار، تهران، ایران