بررسی نقش یادگیری مشارکتی در تقویت تعامل کلاسی و مشارکت تحصیلی دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RETTMDS01_051
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
یادگیری مشارکتی به عنوان یکی از رویکردهای نوین آموزشی، در سال های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران و معلمان را به خود جلب کرده است، زیرا این روش با ایجاد محیطی پویا و فعال، فرصت های یادگیری عمیق تر و مشارکت فعال فراگیران را فراهم می آورد و به دانش آموزان امکان می دهد تا نه تنها مفاهیم درسی را بهتر درک کنند، بلکه مهارت های اجتماعی، همکاری و توانایی حل مسئله را نیز به طور همزمان توسعه دهند. این رویکرد بر اساس نظریه های یادگیری اجتماعی و شناختی شکل گرفته است و مفروض می دارد که تعامل میان دانش آموزان و فعالیت های گروهی می تواند یادگیری را موثرتر کند و انگیزه درونی آنان را افزایش دهد. یادگیری مشارکتی، برخلاف روش های سنتی که غالبا معلم محور هستند و فراگیران نقش منفعل دارند، دانش آموزان را به صورت فعال در فرایند یاددهی–یادگیری درگیر می کند و آن ها را ترغیب می نماید که به صورت گروهی به بررسی مسائل بپردازند، ایده ها را تبادل کنند و پاسخ های خلاقانه و نوآورانه ارائه دهند. علاوه بر این، تحقیقات نشان داده اند که یادگیری مشارکتی موجب بهبود تعامل کلاسی، ارتقای روابط اجتماعی، افزایش اعتمادبه نفس و توانایی بیان دیدگاه ها می شود و به دانش آموزان کمک می کند که مهارت های ارتباطی و اجتماعی خود را در محیطی حمایتی و غیرتهدیدآمیز تقویت کنند. از دیدگاه روان شناسی آموزشی، تعامل کلاسی نه تنها بر یادگیری شناختی تاثیر می گذارد، بلکه جنبه های رفتاری و انگیزشی یادگیرندگان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد؛ بنابراین، فراهم آوردن فرصت های مناسب برای بحث، گفتگو و کار گروهی اهمیت زیادی دارد. پژوهش های متعدد نشان داده اند که کلاس هایی که از روش های مشارکتی استفاده می کنند، دارای سطوح بالاتر از نظر تعامل، مشارکت فعال، توجه و تمرکز دانش آموزان هستند و این امر در نهایت به افزایش عملکرد تحصیلی و یادگیری عمیق تر می انجامد. از نظر برنامه ریزی درسی، استفاده از یادگیری مشارکتی نیازمند طراحی فعالیت های هدفمند و سازمان دهی شده، ایجاد گروه های کوچک با تنوع مهارتی و فراهم کردن راهنمایی های مستمر معلم است تا یادگیرندگان بتوانند به شکل موثر در تعاملات گروهی شرکت کنند و تجربه های یادگیری غنی کسب نمایند. به علاوه، یادگیری مشارکتی فرصت مناسبی برای توسعه مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله فراهم می کند، زیرا دانش آموزان در فرآیند تحلیل مسائل، مقایسه دیدگاه ها و ارائه راهکارهای جمعی، به توانایی های شناختی بالاتر دست می یابند و همزمان مهارت های اجتماعی و همکاری خود را تقویت می کنند. از سوی دیگر، معلمان با به کارگیری یادگیری مشارکتی می توانند بهتر نقاط قوت و ضعف دانش آموزان را شناسایی کنند و محیط کلاس را بر اساس نیازهای واقعی یادگیرندگان تنظیم نمایند و این امر منجر به ارتقای کیفیت آموزشی و رضایت شغلی آنان می شود. با توجه به اهمیت تعامل در کلاس و تاثیر مستقیم آن بر یادگیری، یادگیری مشارکتی به عنوان یک ابزار عملی و علمی برای ایجاد محیط یادگیری فعال و تعاملی شناخته می شود که می تواند با ترکیب فعالیت های گروهی، پروژه های عملی، مباحثه های هدایت شده و بازخورد مستمر، سطح انگیزه و درگیری دانش آموزان را به طور چشمگیری افزایش دهد. در نهایت، یافته های پژوهش ها نشان می دهند که یادگیری مشارکتی نه تنها باعث افزایش تعامل کلاسی می شود، بلکه موجب رشد مهارت های اجتماعی، تقویت اعتمادبه نفس، افزایش انگیزه درونی و یادگیری عمیق تر دانش آموزان می گردد، و به همین دلیل، توصیه می شود که معلمان و برنامه ریزان آموزشی در طراحی برنامه های درسی خود، این رویکرد را به عنوان یکی از موثرترین روش های آموزشی در نظر بگیرند تا محیطی فعال، حمایتی و خلاقانه برای یادگیرندگان فراهم گردد و همزمان کیفیت آموزش و نتایج تحصیلی بهبود یابد و دانش آموزان بتوانند مهارت های لازم برای زندگی اجتماعی و حرفه ای خود را در کنار یادگیری مفاهیم درسی کسب کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی اقبالیه
* نویسنده اول
حسین قبادی
نویسنده دوم
امیر فروغی میانکوشکی
نویسنده سوم
احسان شاهسواری
نویسنده چهارم