بررسی نقش ساختار فضایی شهر در تحقق توسعه پایدار شهری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EBUCONF32_238

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405

چکیده مقاله:

ساختار فضایی شهر یکی از مهم ترین مولفه های شکل دهنده به نحوه استقرار جمعیت، فعالیت های اقتصادی، خدمات عمومی، شبکه های ارتباطی، فضاهای باز و عناصر طبیعی در محیط شهری است. چگونگی سازمان یابی این عناصر در کنار یکدیگر، نه تنها سیمای کالبدی شهر را شکل می دهد، بلکه بر الگوی رفت وآمد، میزان دسترسی شهروندان به خدمات، مصرف انرژی، کیفیت محیط زیست، تعاملات اجتماعی و ظرفیت اقتصادی شهر نیز تاثیر می گذارد. از این رو، برنامه ریزی برای دستیابی به توسعه پایدار شهری بدون توجه به ساختار فضایی شهر و نحوه تحول آن امکان پذیر نیست. توسعه پایدار شهری نیازمند ایجاد تعادلی میان نیازهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیط زیستی است و ساختار فضایی می تواند بستر تحقق این تعادل را فراهم کند. در دهه های اخیر، رشد سریع جمعیت شهری، گسترش افقی شهرها، افزایش سفرهای روزانه، تغییر کاربری اراضی، کاهش زمین های کشاورزی پیرامون شهرها، افزایش مصرف انرژی و تشدید مشکلات زیست محیطی، ضرورت بازنگری در الگوهای سنتی توسعه شهری را افزایش داده است. در بسیاری از شهرها، گسترش پراکنده و بدون هماهنگی میان کاربری های مختلف موجب افزایش فاصله میان محل سکونت و محل فعالیت، وابستگی بیشتر به وسایل نقلیه موتوری، افزایش هزینه ارائه خدمات و تشدید نابرابری فضایی شده است. در مقابل، الگوهایی مانند توسعه فشرده، شهر چندمرکزی، اختلاط مناسب کاربری ها، توسعه مبتنی بر حمل ونقل عمومی و تقویت شبکه فضاهای سبز می توانند زمینه مناسبی برای کاهش فشارهای ناشی از رشد شهری ایجاد کنند. این مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی رابطه میان ساختار فضایی شهر و توسعه پایدار شهری می پردازد و مولفه هایی مانند تراکم و فشردگی، کاربری زمین، شبکه حمل ونقل، مراکز شهری، فضاهای سبز، عدالت فضایی، توسعه پیرامونی، تاب آوری و کیفیت زندگی را مورد بررسی قرار می دهد. همچنین پیامدهای الگوهای مختلف ساختار فضایی بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی توسعه پایدار تحلیل شده و راهکارهایی برای اصلاح ساختار فضایی شهرها ارائه می شود. نتایج بحث نشان می دهد که ساختار فضایی مناسب می تواند با کاهش سفرهای غیرضروری، افزایش دسترسی، استفاده کارآمدتر از زیرساخت ها، حفاظت از اراضی پیرامونی و تقویت فضاهای عمومی، زمینه تحقق اهداف توسعه پایدار شهری را فراهم کند. بنابراین، برنامه ریزی فضایی باید از رویکرد صرفا کالبدی فاصله گرفته و به سمت برنامه ریزی یکپارچه، چندبعدی و مبتنی بر ظرفیت های اجتماعی و محیطی حرکت کند.

نویسندگان

مجید قهرمانی

کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری و کارشناس اداره شهرسازی و معماری شهرداری نسیم شهر