مطالعه تطبیقی نظام های مدیریت بهره برداری در کارخانه های آسفالت شهرداری های کشور؛ ارائه مدل جامع "کارخانه آسفالت سبز و هوشمند" برای مدیریت های عمرانی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EBUCONF32_009
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
هزینههای عمرانی، مصرف انرژی، استفاده از منابع طبیعی و آثار محیطزیستی شهر اثر مستقیم دارد. مسئله اصلی این پژوهش، فاصله میان الگوی سنتی بهرهبرداری از کارخانههای آسفالت و الگوی نوین «کارخانه سبز و هوشمند» است؛ الگویی که در آن تولید، کیفیت، انرژی، محیطزیست، بازیافت، نگهداری تجهیزات، داده و تصمیمگیری مدیریتی بهصورت یکپارچه دیده میشوند. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی کیفی، کمی و مقایسهای، مولفههای مدیریت بهرهبرداری کارخانههای آسفالت را بررسی کرده و سپس مدلی بومی و مرحلهای برای مدیریتهای عمرانی شهرداریها، با تاکید بر شهرداری نهبندان، ارائه میکند. در بخش داخلی، سند ملی هوش مصنوعی جمهوری اسلامی ایران بر توسعه آیندهنگر، هماهنگی با محیطزیست و کاربردیشدن هوش مصنوعی برای حل مسائل واقعی تاکید دارد [۱]. همچنین در قانون بودجه ۱۴۰۳، موضوع تامین قیر و اجرای آسفالت معابر شهری مورد توجه قرار گرفته است [۲] و گزارش عملکرد شهرداری تهران نشاندهنده نقش کارخانههای آسفالت در مقیاس بزرگ مدیریت شهری است [۳]. در منابع خارجی جدید، فناوری آسفالت گرم با دمای پایین، استفاده از RAP، ارزیابی چرخه عمر، تحلیل هزینه چرخه عمر و ترکیب شاخصهای فنی، اقتصادی و محیطزیستی بهعنوان مسیرهای اصلی پایداری مطرح شدهاند [۴ تا ۹]. مدل پیشنهادی مقاله بر شش محور استوار است: مدیریت دارایی، بهرهبرداری سبز، اقتصاد چرخشی، کنترل کیفیت، هوشمندسازی و حکمرانی داده. بر این اساس، سبز و هوشمند شدن کارخانه الزاما نیازمند خرید کارخانه جدید نیست؛ بلکه میتوان با ممیزی انرژی، اصلاح مشعل و عایقها، ارتقای غبارگیر، مدیریت RAP، آزمون WMA، نصب کنتور و حسگر، ثبت سوابق تعمیرات، ایجاد داشبورد و سپس توسعه مدلهای هوش مصنوعی، تحول را مرحلهای اجرا کرد. نتیجه پژوهش آن است که مناسبترین مدل برای شهرداریهای کوچک و متوسط، مدل «حداقل فناوری موثر» است؛ یعنی هر فناوری زمانی اجرا شود که مسئله مشخصی را با شاخص قابل اندازهگیری حل کند. این مدل برای نهبندان میتواند کاهش هزینه و توقف، افزایش قابلیت اطمینان، بهبود کیفیت، کاهش اتلاف منابع و ارتقای نقش حرفهای کارشناس تاسیسات را به همراه داشته باشد و در بلندمدت زمینه شکلگیری کارخانهای دادهمحور، کممصرف و محیطزیستمحور را فراهم کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد رضا رمضانی
کارشناس تاسیسات شهرداری نهبندان