رویکردهای آموزشی در پیوند دادن هنر و هوش مصنوعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICMSCA10_014
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
تحول سریع فناوری های هوش مصنوعی، بازتعریف آموزش هنری را ضروری ساخته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین رویکردهای آموزشی در تلفیق هنر و هوش مصنوعی انجام شد. از روش مرور نظام مند تحلیلی بر اساس بیانیه PRISMA ۲۰۲۰ استفاده گردید. داده ها از پایگاه های Scopus، Web of Science، ERIC، ScienceDirect و SpringerLink در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ جمع آوری شدند. پس از غربالگری ۴۲۸ منبع اولیه و ارزیابی کیفیت با استفاده از چک لیست MMAT، ۵۸ مطالعه وارد تحلیل نهایی شدند. از این تعداد، فقط ۱۲ مطالعه به رویکرد نهادی پایدار (حداقل یک ترم تحصیلی) پرداخته بودند و ۴۶ مطالعه تجارب کوتاه مدت (کارگاه یا پروژه چند هفته ای) را گزارش کرده بودندتاکید می شود در این مرور هیچ مطالعه ایرانی با کیفیت روش شناختی قابل قبول (MMAT ≥ ۳) یافت نشد؛ بنابراین چارچوب ارائه شده صرفا یک فرضیه نظری برای آزمون در پژوهش های بومی آینده است و تعمیم آن به ایران بدون پژوهش مجزا مجاز نیست.یافته ها نشان می دهد چهار رویکرد اصلی آموزشی در هر دو سطح قابل شناسایی است. فراوانی این رویکردها در میان مطالعات نهادی پایدار به ترتیب: فناورانه (۳۳.۳%)، خلاقیت ترکیبی (۲۵.۰%)، تحول برنامه درسی (۱۶.۷%) و انتقادی-اخلاقی (۲۵.۰%) بود. در سطح کوتاه مدت، رویکرد فناورانه با ۵۲.۲% غالب بود. بر اساس تحلیل حساسیت (حذف ۴ مطالعه با کیفیت پایین تر)، تغییرات فراوانی رویکردها کمتر از ۲.۱% گزارش شد که نشان دهنده ثبات توصیفی یافته هاست. پاسخ به پرسش پژوهش درباره «مناسب ترین رویکرد برای نهادهای در حال توسعه با شاخص های مشخص» به دلیل فقدان داده های تجربی با آن شاخص ها امکان پذیر نبود و صرفا به صورت یک فرضیه پژوهشی برای مطالعات آینده ارائه شده است، نه به عنوان یک یافته. در پایان، چارچوبی مفهومی به عنوان فرضیه هایی برای آزمون در بافت های در حال توسعه (از جمله ایران) ارائه می شود که نیازمند اعتبارسنجی تجربی بومی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نغمه نظری مقدم
عضو هئیت علمی و مدیرگروه رشته گرافیک، دانشگاه شفق، تنکابن ، ایران.