از تروما تا گرایش به مصرف مواد در زنان پس از جنگ ۱۴۰۴ با تاکید بر تنظیم هیجان اجتناب تجربی و عوامل محافظتی
محل انتشار: چهارمین کنفرانس بین المللی حقوق، مدیریت، علوم تربیتی، روانشناسی و مدیریت برنامه ریزی آموزشی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37
فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMACO04_155
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
جنگ، علاوه بر پیامدهای مستقیم جسمانی و اجتماعی، می تواند با ایجاد تهدید، فقدان، ناامنی و اختلال در شبکه های حمایتی، زمینه بروز و تداوم آسیب های روان شناختی را فراهم کند. در میان پیامدهای احتمالی این وضعیت، افزایش گرایش به مصرف مواد در برخی افراد، به ویژه در شرایطی که راهبردهای سازگارانه مقابله با فشار روانی تضعیف شده اند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زنان به دلیل قرار گرفتن در معرض مجموعه ای از عوامل روان شناختی، خانوادگی و اجتماعی، نیازمند بررسی مستقل و زمینه مند هستند. مقاله حاضر با هدف تبیین رابطه میان آسیب روان شناختی ناشی از جنگ و گرایش به مصرف مواد در زنان، با تاکید بر نقش استرس پس از سانحه، اجتناب تجربی، دشواری تنظیم هیجان و تاب آوری، به بررسی این مسئله در زمینه پیامدهای جنگ ۱۴۰۴ می پردازد. روش مطالعه، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر بررسی و تلفیق یافته های پژوهش های معتبر در حوزه تروما، اختلال استرس پس از سانحه، مصرف مواد، تنظیم هیجان، اجتناب تجربی، تاب آوری و مطالعات انجام شده درباره زنان ایرانی است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که تجربه جنگ به خودی خود موجب مصرف مواد یا اعتیاد نمی شود، بلکه می تواند از طریق افزایش فشار روانی و علائم پس از سانحه، کاهش توانایی تنظیم هیجان و تقویت اجتناب تجربی، در برخی افراد زمینه استفاده از مصرف مواد به عنوان راهبردی برای تسکین موقت رنج روانی را فراهم کند. تداوم این الگو، در صورت همراهی با عوامل خطر خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی و ضعف حمایت های موجود، می تواند احتمال تثبیت مصرف و شکل گیری اختلال مصرف مواد را افزایش دهد. در مقابل، تاب آوری، حمایت اجتماعی، روابط خانوادگی سالم، دسترسی به خدمات سلامت روان و مداخلات زودهنگام می توانند نقش محافظتی داشته باشند. بر این اساس، پیشگیری موثر از مصرف مشکل ساز مواد پس از جنگ مستلزم عبور از رویکرد صرفا مصرف محور و توجه هم زمان به تروما، سازوکارهای روان شناختی، شرایط اجتماعی و نیازهای جنسیتی زنان است. با توجه به محدودیت مطالعات مستقیم درباره پیامدهای جنگ ۱۴۰۴ در زنان ایرانی، یافته های مقاله رابطه علی قطعی میان جنگ و مصرف مواد را اثبات نمی کند، بلکه چارچوبی تبیینی برای شناسایی مسیرهای احتمالی آسیب و طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فریبا ملکی
کارشناس ارشد روانشناسی عمومی