ظرفیت تعلیم و تربیت در شکل دهی به نظم اجتماعی: بازخوانی انتقادی نظریه های جامعه بدون دولت
محل انتشار: چهارمین کنفرانس بین المللی حقوق، مدیریت، علوم تربیتی، روانشناسی و مدیریت برنامه ریزی آموزشی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMACO04_099
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
این مقاله به بررسی این پرسش می پردازد که آیا نظم اجتماعی را می توان بدون دستگاه قهری دولت تصور و تداوم بخشید، و در صورت امکان، تعلیم و تربیت چه نقشی در تحقق چنین امکانی ایفا می کند. با اتکا به سنت فلسفه سیاسی در باب دولت (هابز، لاک، روسو، وبر)، ادبیات مردم شناختی و تاریخی درباره جوامع بدون دولت (کلاستر، اسکات، اوانز-پریچارد)، و نظریه های تربیت اخلاقی و مدنی (دورکیم، ایلیچ، فریره)، این نوشتار استدلالی کیفی و نظری-تحلیلی درباره کارکردهای جایگزین کننده و مکمل تعلیم و تربیت در برابر اقتدار سیاسی صورت بندی می کند. استدلال مقاله این است که تعلیم و تربیت می تواند برخی از کارکردهای نظم بخش را که تاریخا به دولت نسبت داده شده اند برعهده گیرد؛ عمدتا از طریق درونی سازی هنجارها، پرورش خودنظارتی، و شکل دهی به منش های مدنی. با این حال، این ظرفیت مشروط، ناهمگون و وابسته به ساختارهای فرهنگی، اقتصادی و نهادی حمایت کننده است. نتیجه گیری مقاله این است که «جامعه بدون دولت» را نه یک برنامه سیاسی قابل تحقق، بلکه ابزاری فرضی (heuristic) برای بازاندیشی در دامنه، حدود و مبانی تربیتی اقتدار سیاسی باید فهمید؛ مبانی ای که در آن آموزش و تربیت اخلاقی، و نه صرف فروکاستن از حکومت، به مسئله محوری بدل می شود.
کلیدواژه ها:
فلسفه تعلیم و تربیت ، نظریه های دولت ، جوامع بدون دولت ، تربیت اخلاقی ، تربیت مدنی ، نظم اجتماعی ، درونی سازی هنجار ، مردم شناسی سیاسی
نویسندگان
سعید افشاری
پژوهشگر مستقل؛ دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران. نویسنده مسئول. پست الکترونیک: