تاثیر ماساژ درمانی بالینی بر بهبود شاخص های التهابی، کیفیت خواب و سندرم پیش از قاعدگی در زنان ورزشکار حرفه ای
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSSPS02_017
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
چکیدهمسئله: سندرم پیش از قاعدگی در زنان ورزشکار حرفه ای می تواند با بروز علائم جسمانی و روانی، اختلال در کیفیت خواب، افزایش پاسخ های التهابی و کاهش کیفیت ریکاوری همراه باشد و از این طریق بر وضعیت عملکردی و آمادگی ورزشکار اثر بگذارد. تعامل میان نوسانات هورمونی فاز لوتئال، استرس فیزیولوژیک ناشی از تمرین، التهاب و اختلال خواب، ضرورت توجه به مداخلات مکمل برای مدیریت این علائم را مطرح می سازد.هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات فیزیولوژیک و بالینی ماساژ درمانی بالینی بر علائم جسمانی و روانی پیش از قاعدگی، شاخص های التهابی، کیفیت خواب و شاخص های نورواندوکرین در زنان ورزشکار حرفه ای و تبیین مکانیسم های احتمالی اثرگذاری این مداخله است.روش:پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با اتکا به یافته های مطالعات مداخله ای و کارآزمایی های بالینی انجام شده است. در مطالعات بررسی شده، پروتکل مداخله عمدتا شامل ۱۰ تا ۱۲ هفته ماساژ، با ۲ تا ۳ جلسه در هفته و مدت ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برای هر جلسه بود و تکنیک هایی از جمله ماساژ سوئدی با فشار متوسط، رهاسازی مایوفاشیال و تکنیک های نقاط ماشه ای و رفلکسولوژی به کار گرفته شد. شاخص های مورد بررسی شامل IL-۶، TNF-α، hs-CRP، کیفیت خواب، شدت علائم قاعدگی، کورتیزول و شاخص مرتبط با سروتونین بود.یافته ها: یافته های مطالعات مورد بررسی نشان داد که ماساژ درمانی بالینی با کاهش برخی شاخص های التهابی، از جمله IL-۶، TNF-α و hs-CRP، همراه بوده است. همچنین، شواهد موجود کاهش کورتیزول، بهبود شاخص های مرتبط با سروتونین و کیفیت خواب و کاهش برخی علائم جسمانی و روانی پیش از قاعدگی را نشان می دهند. در سطح مکانیسمی، تعدیل فعالیت محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال، افزایش فعالیت پاراسمپاتیک و عصب واگ و مهار مسیرهای التهابی، از جمله مسیر NF-κB، به عنوان سازوکارهای احتمالی این آثار مطرح شده اند.نتیجه گیری: برآیند شواهد بررسی شده نشان می دهد که ماساژ درمانی بالینی، به ویژه با زمان بندی متناسب با فاز لوتئال، می تواند به عنوان یک مداخله مکمل در برنامه ریکاوری زنان ورزشکار حرفه ای مورد استفاده قرار گیرد و از طریق تاثیر هم زمان بر التهاب، خواب و علائم پیش از قاعدگی، به بهبود وضعیت فیزیولوژیک و بالینی آنان کمک کند. بااین حال، محدودیت هایی مانند حجم نمونه پایین برخی مطالعات و تفاوت در جمعیت ها و پروتکل های مداخله، انجام مطالعات بالینی با حجم نمونه بیشتر و طراحی استانداردتر را ضروری می سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا مجرد
مدرس، پژوهشگر و ماساژ تراپیست