سیاست همسایگی مبتنی بر بازتنظیم الگوی خود و دیگری

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CDRJ-1-1_006

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405

چکیده مقاله:

پیش فرض همسایگی، وجود فهمی از نسبت خود با دیگری است؛ الگوی خود و دیگری از الگوهای نشانه شناختی مطالعه فرهنگ است. هر فرهنگی بر مبنای تنظیم­گریرابطه و نسبت خود با دیگر فرهنگ ها کار می­کند.  در این معنا، هر فرهنگی خویش را در مقام فرهنگ تعریف و بازتعریف می­کند و توصیف یا خود-توصیفی ارایه می­دهدکه در قالب خود-الگوهای فرهنگ قابل مطالعه است؛ اما آنچه که ناظر به دیگری است، نگاه فرهنگ به بیرون از قلمرو خویش است؛ در این معنا، با دو جهت گیری کلی مواجه ایم:  نخست فرهنگی که تنها خود را در مقام فرهنگ بازمی­شناسدو دیگری را نافرهنگ تلقی می­کندو دوم، فرهنگی که دیگری را فرافرهنگ قلمداد می­کند.در الگوی نخست، خود در مقابل دیگری به صورت کرانه­هایطیف نشان دار می­شود؛ نگاه ترامپ رییس جمهور سابق ایالات متحده نسبت به همسایه امریکا یعنی کشور مکزیک، یا نگاه صهیونیست­هابه فلسطینی­ها بر این مبنا قابل تبیین است . در الگوی دوم با حرکت از کرانه­ها  به میانه­ها می­تواناز خود دور و نزدیک یا دیگری دور و نزدیک سخن به میان آورد؛ تغییر سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران در نسبت با  همسایه خود یعنی کشور عراق بویژه از دهه شصت تا دهه نود خورشیدی بر این مبنا فهم می­شود.مساله این مقاله بطور مشخص فهم سیاست همسایگی به عنوان شکلی از اشکال سیاست فرهنگی است، چه اگر بافتار جمهوری اسلامی ایران را مدنظر قرار دهیم، وجود آموزه­هایفرهنگ اسلامی و سبقت هدایت­گریفرهنگ بر سایر شوون نظام سیاسی و سیاست گذاری، بیش از هر چیز بر فرهنگی بودن سیاست همسایگی دلالت دارد. گام بعد، انتخاب الگوی نشانه شناختی مطالعه فرهنگ مبتنی بر رابطه خود و دیگر و بازتنظیم سیاست همسایگی بر این مبنای فرهنگی است.

نویسندگان

حسین سرفراز

عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبایی