برندسازی ملی و دیپلماسی هنر معاصر اسلامی؛ مسائل و روش های کنشگران کلیدی در غرب آسیا
محل انتشار: پژوهشنامه دیپلماسی فرهنگی، دوره: 2، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CDRJ-2-1_001
تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405
چکیده مقاله:
هنر معاصر اسلامی به عنوان ابزاری قدرتمند و موثر در حال تحول و تطور برندسازی ملی و دیپلماسی عمومی و فرهنگی درغرب آسیا است. هنر معاصر اسلامی، ظرفیت و قابلیت توانمندسازی، برندسازی و تعاملات دیپلماتیک را داراست. این پژوهش با هدف بررسی سیاست گذاری ها، ظرفیتها ، روشهای عملیاتی، مسائل و چالش هایی که بازیگران کلیدی در منطقه غرب آسیا با آن دیپلماسی فرهنگی را از مسیر هنر معاصر اسلامی مفصل بندی کرده اند صورت بندی شده است. علاوه بر این پژوهش حاضر با بررسی سیاست ها و کنش های فرهنگی، تصویری را که هنر معاصر اسلامی، در زمینه قدرت نرم و برندسازی ملی به عنوان یکی از ویژگی های ژئوپلیتیک مدرن برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است، بررسی می کند.در حوزه روش شناسی، بسترهای نظری مختلفی برای مفصل بندی، تحلیل و پیاده سازی هنر معاصر اسلامی وجود دارد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش های ترکیبی، سه چارچوب مفهومی تجزیه و تحلیل را که ریشه در نظریه قدرت نرم جوزف نای که به طور خاص توسط الکساندر ال وو-وینگ توسعه یافته است و برندسازی ملی است که از ادبیات پژوهشی کیث دینی وام گرفته شده که با «شاخص برندسازی ملی» سیمون انهولت (NBI) متناسب سازی شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که ترکیه، ایران، امارات متحده عربی و عربستان سعودی بازیگران کلیدی در ترویج هنر معاصر اسلامی در منطقه هستند. این کنشگران کلیدی از منظرهای متفاوت و با روشهای خاص خود از پتانسیل های این هنر برای تقویت قدرت نرم و برندسازی ملی در گفتمآنهای مختلف استفاده می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
میثم یزدی
استادیار دانشکده هنر دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکزی، تهران، ایران