تحلیل و واکاوی موانع خلاقیت در نظام آموزشی و نقش فرهنگیان در پرورش تفکر دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_3899
تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل و واکاوی موانع خلاقیت در نظام آموزشی و تبیین نقش فرهنگیان در پرورش تفکر دانش آموزان انجام شده است. خلاقیت به عنوان یکی از مهم ترین و ارزشمندترین توانایی های انسانی و یکی از شایستگی های کلیدی قرن بیست و یکم، نقشی حیاتی در پیشرفت فردی، توسعه اقتصادی، حل مسائل پیچیده اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی دارد. نظام های آموزشی به عنوان اصلی ترین نهادهای پرورش سرمایه انسانی، رسالت خطیری در قبال شکوفایی خلاقیت و پرورش تفکر خلاق و انتقادی دانش آموزان بر عهده دارند. با این حال، شواهد گسترده نشان می دهد که نظام های آموزشی سنتی، به جای پرورش خلاقیت، آن را سرکوب می کنند. موانع خلاقیت در نظام آموزشی را می توان در چند دسته اصلی طبقه بندی کرد: موانع ساختاری (تمرکزگرایی، بوروکراسی، برنامه درسی صلب، نظام ارزشیابی نمره محور و کنکور)، موانع فرهنگی (فرهنگ اطاعت، همنوایی، ترس از شکست و انگ زنی)، موانع آموزشی (روش های تدریس سنتی، تاکید بر حفظیات، فقدان فعالیت های کاوشگرانه)، موانع روان شناختی (کاهش اعتمادبه نفس، ترس از انتقاد، انگیزه بیرونی) و موانع محیطی (فضای فیزیکی نامناسب، کمبود امکانات و منابع). فرهنگیان به عنوان کنشگران اصلی فرایند تعلیم و تربیت، نقشی تعیین کننده در شناسایی، کاهش و رفع این موانع و پرورش تفکر خلاق و انتقادی دانش آموزان ایفا می کنند. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی و تحلیل محتوای اسناد، تجارب زیسته ۲۴ معلم خلاق و نوآور (از مقاطع مختلف تحصیلی)، ۱۲ مدیر مدرسه، ۸ کارشناس آموزشی و ۲۰ دانش آموز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق و مشاهده ۱۸ جلسه کلاس درس واکاوی شد. در مرحله کمی، با روش توصیفی-پیمایشی، ۴۸۰ معلم از مدارس سراسر کشور با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته موانع خلاقیت (با ۴۰ گویه در پنج مولفه موانع ساختاری، فرهنگی، آموزشی، روان شناختی و محیطی) و پرسشنامه نقش فرهنگیان در پرورش تفکر (با ۲۸ گویه در چهار مولفه طراحی آموزشی خلاق، جو کلاس خلاق، تشویق پرسش گری و پرورش تفکر انتقادی) مورد مطالعه قرار گرفتند. روایی ابزارها با تحلیل عاملی تاییدی و پایایی با آلفای کرونباخ (موانع خلاقیت: ۹۱/۰، نقش فرهنگیان: ۸۸/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و مدل سازی معادلات ساختاری در بخش کمی انجام گردید. یافته های کیفی به شناسایی شش مضمون اصلی شامل «مدرسه به مثابه کارخانه همنوایی»، «ترس از شکست: زنجیر نامرئی خلاقیت»، «معلم خلاق، کلاس خلاق»، «برنامه درسی: قفس یا بال؟»، «نقش فرهنگ مدرسه و خانواده» و «راهکارهای پرورش خلاقیت» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که موانع ساختاری (۵۲/۰-=β) و موانع آموزشی (۴۸/۰-=β) قوی ترین پیش بینی کننده های منفی خلاقیت هستند. نقش فرهنگیان در پرورش تفکر (به ویژه طراحی آموزشی خلاق و تشویق پرسش گری) با خلاقیت دانش آموزان رابطه مثبت و معنادار (۵۸/۰=β) داشت. مدل نهایی ۴۶ درصد از واریانس خلاقیت دانش آموزان را تبیین کرد. این پژوهش یک مدل مفهومی برای کاهش موانع و تقویت نقش فرهنگیان در پرورش خلاقیت ارائه می دهد و پیشنهاد می کند که بازنگری در ساختارهای آموزشی، توانمندسازی معلمان و تغییر فرهنگ مدرسه، از اولویت های اساسی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد خسروی
لیسانس الهیات
معصوم جدیدی
لیسانس جغرافیا و فوق لیسانس جامعه شناسی، دبیر جامعه شناسی و جغرافیا
مهناز شریفی
معلم رسمی آموزش و پرورش
فرزانه نوین
لیسانس زبان انگلیسی