نقش روان شناسی یادگیری، محیط کلاس و شیوه های تدریس در تقویت درگیری شناختی و کیفیت یادگیری دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_1761
تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1405
چکیده مقاله:
درگیری شناختی دانش آموزان یکی از مولفه های اساسی یادگیری عمیق و پایدار است که به میزان سرمایه گذاری ذهنی آنان در فهم مفاهیم، پردازش اطلاعات، سازمان دهی دانش، حل مسئله، ارزیابی شواهد و نظارت بر فرایند یادگیری اشاره دارد. تحقق چنین درگیری ای تنها به توانایی های فردی یا انگیزه دانش آموز وابسته نیست، بلکه از تعامل میان ویژگی های روان شناختی یادگیرنده، کیفیت محیط فیزیکی و اجتماعی کلاس، شیوه های تدریس، نوع تکالیف آموزشی و نظام بازخورد و ارزشیابی تاثیر می پذیرد. هدف این مقاله، تحلیل رابطه این عوامل و تبیین سازوکارهایی است که از طریق آن ها می توان درگیری شناختی و کیفیت یادگیری دانش آموزان را تقویت کرد. در این راستا، ابتدا نقش فرایندهای شناختی و فراشناختی، خودتنظیمی و انگیزش در شکل گیری یادگیری عمیق بررسی می شود؛ سپس جایگاه خودکارآمدی و هیجان های تحصیلی در تداوم تلاش ذهنی تحلیل می گردد. در ادامه، ارتباط روش های تدریس با نیازهای شناختی دانش آموزان، تاثیر ویژگی های فیزیکی و روانی محیط کلاس، نقش تعاملات اجتماعی و یادگیری مشارکتی و ضرورت هماهنگی میان طراحی آموزشی و ارزشیابی مورد توجه قرار می گیرد. تلفیق یافته های پژوهش های فارسی نشان می دهد که روش های فعال، آموزش راهبردهای خودتنظیمی، تکالیف مسئله محور، مشارکت سازمان یافته دانش آموزان و ایجاد محیطی امن و حمایتگر ظرفیت قابل توجهی برای تقویت یادگیری دارند. بااین حال، اثرگذاری این عوامل به نحوه طراحی و اجرای آن ها، تناسب فعالیت ها با سطح رشد شناختی، دانش پیشین، تفاوت های فردی و امکانات آموزشی وابسته است. همچنین، مشارکت ظاهری، جذابیت محیط یا استفاده از فعالیت های گروهی به تنهایی تضمین کننده درگیری شناختی عمیق نیستند؛ زیرا ممکن است دانش آموزان فعال به نظر برسند، اما در عمل به پردازش سطحی اطلاعات بسنده کنند. جمع بندی تحلیلی مقاله بر ضرورت رویکردی یکپارچه تاکید دارد که در آن روان شناسی یادگیری، طراحی محیط کلاس، روش تدریس و ارزشیابی در خدمت یک هدف مشترک قرار گیرند: ایجاد فرصت هایی برای فهم معنادار، تفکر مستقل، انتقال دانش به موقعیت های تازه و توسعه توانایی یادگیری خودتنظیم. دستیابی به این هدف مستلزم توجه هم زمان به سازوکارهای شناختی، روابط اجتماعی، کیفیت طراحی تکلیف و شواهد واقعی یادگیری است.
نویسندگان
لیلا طباخها
نویسنده