بررسی اهمیت هوش هیجانی معلمان به عنوان یکی از مهم ترین سرمایه های حرفه ای
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_1724
تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1405
چکیده مقاله:
کیفیت آموزش و یادگیری در مدارس صرفا به میزان دانش تخصصی معلمان، محتوای کتاب های درسی یا امکانات آموزشی وابسته نیست، بلکه مجموعه ای از عوامل انسانی، هیجانی و ارتباطی در شکل گیری تجربه یادگیری دانش آموزان نقش اساسی ایفا می کنند. در این میان، هوش هیجانی معلمان، ارتباط موثر، مدیریت تعارض و جو عاطفی کلاس، چهار مولفه بنیادین و مکمل یکدیگر هستند که می توانند زمینه ساز ایجاد محیطی امن، پویا، انگیزه بخش و یادگیرنده محور شوند. هر یک از این متغیرها به تنهایی بر رفتار و عملکرد تحصیلی دانش آموزان اثرگذار هستند، اما زمانی که در کنار یکدیگر قرار می گیرند، شبکه ای منسجم از تعاملات مثبت را شکل می دهند که پیامد آن، افزایش کیفیت فرایند یاددهی یادگیری و رشد همه جانبه دانش آموزان خواهد بود.هوش هیجانی معلمان را می توان یکی از مهم ترین سرمایه های حرفه ای آنان دانست؛ زیرا این توانایی به معلمان کمک می کند تا هیجان های خود را به درستی مدیریت کرده، احساسات و نیازهای دانش آموزان را درک کنند و در موقعیت های آموزشی با آرامش، انعطاف پذیری و تصمیم گیری منطقی عمل نمایند. معلمانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، در مواجهه با رفتارهای چالش برانگیز دانش آموزان واکنش های هیجانی و تنبیهی نشان نمی دهند، بلکه با همدلی، صبر و گفت وگو، شرایط را به فرصتی برای یادگیری و رشد تبدیل می کنند. این ویژگی موجب افزایش اعتماد دانش آموزان، کاهش اضطراب، تقویت احساس امنیت روانی و شکل گیری روابط مثبت در کلاس می شود و در نهایت بر انگیزش، مشارکت و پیشرفت تحصیلی آنان اثر مستقیم می گذارد.از سوی دیگر، ارتباط موثر میان معلم و دانش آموز، بنیان اصلی موفقیت هر فرایند آموزشی محسوب می شود. کلاس درسی که در آن تعاملات بر پایه احترام، اعتماد، همدلی و گوش دادن فعال شکل گرفته باشد، محیطی مناسب برای یادگیری عمیق و پایدار فراهم می آورد. دانش آموزانی که احساس می کنند نظراتشان شنیده می شود، شخصیت آنان مورد احترام قرار می گیرد و معلم آنان را درک می کند، با انگیزه بیشتری در فعالیت های آموزشی شرکت می کنند، مسئولیت بیشتری در قبال یادگیری خود می پذیرند و اعتماد به نفس بالاتری در بیان دیدگاه ها و پرسش های خود خواهند داشت. در مقابل، ضعف در ارتباطات آموزشی می تواند زمینه ساز سوءتفاهم، کاهش مشارکت، افزایش بی انگیزگی، افت اعتماد متقابل و کاهش کیفیت یادگیری شود.
نویسندگان