تحلیل نقش امنیت روان شناختی، ارتباط معلم و تجربه یادگیری در شکل گیری مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_1669
تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1405
چکیده مقاله:
مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس درس یکی از مولفه های اساسی کیفیت آموزش و یادگیری عمیق است؛ بااین حال، حضور دانش آموز در کلاس، توجه ظاهری به تدریس یا انجام تکالیف الزاما به معنای درگیری شناختی، عاطفی و رفتاری او با فرایند یادگیری نیست. مشارکت واقعی زمانی شکل می گیرد که دانش آموز بتواند پرسش های خود را مطرح کند، درباره ایده ها استدلال کند، در فعالیت های مشترک نقش بپذیرد، از اشتباه کردن نهراسد و در ساخت معنای آموخته ها سهیم باشد. تحقق چنین مشارکتی به مجموعه ای از شرایط روان شناختی، ارتباطی و آموزشی وابسته است که در میان آن ها امنیت روان شناختی، کیفیت رابطه معلم و دانش آموز و تجربه یادگیری جایگاهی محوری دارند. مقاله حاضر با هدف تبیین و تحلیل انتقادی ارتباط میان این سه مولفه و نقش مشترک آن ها در شکل گیری مشارکت فعال دانش آموزان تدوین شده است. در این چارچوب، امنیت روان شناختی به ادراک دانش آموز از ایمن بودن فضای کلاس برای پرسشگری، بیان دیدگاه متفاوت، اعتراف به ندانستن و دریافت بازخورد اشاره دارد؛ رابطه معلم و دانش آموز، کیفیت اعتماد، احترام، حمایت عاطفی و تعامل آموزشی میان دو طرف را دربرمی گیرد؛ و تجربه یادگیری، چگونگی مواجهه دانش آموز با محتوا، فعالیت های آموزشی، تعامل با همسالان و فرصت های تصمیم گیری را توصیف می کند. تحلیل پژوهش های فارسی مرتبط نشان می دهد که رابطه معلم و دانش آموز، مهارت های ارتباطی، بازخورد سازنده و طراحی فعالیت های مشارکتی، هرکدام می توانند شرایط لازم برای افزایش درگیری دانش آموز با یادگیری را تقویت کنند. بااین حال، اثر این عوامل مستقل از یکدیگر نیست و وجود یک رابطه مثبت، به تنهایی، برای تضمین مشارکت کافی نخواهد بود؛ همان گونه که استفاده از روش های فعال تدریس در محیطی تهدیدکننده یا مبتنی بر ارزیابی تحقیرآمیز ممکن است به مشارکت سطحی و اضطراب بیشتر بینجامد. استدلال اصلی مقاله آن است که مشارکت فعال حاصل هم افزایی امنیت روان شناختی، ارتباط حمایتگر و تجربه یادگیری معنادار است. در نتیجه، بهبود مشارکت مستلزم گذار از تمرکز صرف بر رفتارهای قابل مشاهده دانش آموز به طراحی محیطی است که در آن امکان اندیشیدن، ابراز نظر، همکاری، خطا کردن و بازنگری در فهم، بخشی از ساختار عادی کلاس باشد. مقاله همچنین بر ضرورت تمایز میان مشارکت ظاهری و یادگیری عمیق و نیاز به پژوهش های تجربی دقیق تر درباره سازوکارهای اثرگذاری این متغیرها تاکید می کند.
نویسندگان
فرنوش فتحی
نویسنده