بررسی تاثیر روش های تدریس تعاملی، فناوری های آموزشی و مشارکت دانش آموزان بر کیفیت تجربه یادگیری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_1668
تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1405
چکیده مقاله:
کیفیت تجربه یادگیری یکی از ابعاد اساسی کیفیت آموزش است که تنها با میزان موفقیت دانش آموزان در آزمون های تحصیلی سنجیده نمی شود، بلکه به چگونگی درگیری شناختی آنان با محتوای درسی، کیفیت تعامل با معلم و همسالان، احساس تعلق به محیط آموزشی، انگیزش، فرصت تجربه کردن و میزان توانایی در به کارگیری آموخته ها نیز وابسته است. در این میان، روش های تدریس تعاملی، فناوری های آموزشی و مشارکت دانش آموزان سه مولفه مرتبط و در عین حال متمایزند که نحوه ترکیب آن ها می تواند تجربه آموزشی را از فرایندی عمدتا مبتنی بر انتقال اطلاعات به فرایندی فعال، معنادار و مشارکت محور تبدیل کند. هدف مقاله حاضر، تحلیل انتقادی و تلفیقی ارتباط میان این سه مولفه و تبیین سازوکارهایی است که از طریق آن ها کیفیت تجربه یادگیری بهبود می یابد یا، در صورت طراحی نامناسب، با محدودیت مواجه می شود. در این راستا، ماهیت و ابعاد کیفیت تجربه یادگیری، ظرفیت های شناختی و اجتماعی تدریس تعاملی، نقش فناوری های آموزشی در طراحی محیط های یادگیری، سازوکارهای مشارکت و انگیزش دانش آموزان، چگونگی هم افزایی میان روش تدریس و فناوری و نیز موانع اجرایی و معیارهای ارزیابی کیفیت یادگیری بررسی می شود. تحلیل ادبیات فارسی مرتبط نشان می دهد که تاکید بر یادگیری فعال، فعالیت های گروهی، آموزش مسئله محور و تعامل دوسویه در بسیاری از پژوهش های آموزشی تکرار می شود؛ با این حال، ارزش این رویکردها را نمی توان صرفا با حضور ابزارهای دیجیتال، افزایش تعداد فعالیت ها یا بالا رفتن فراوانی مشارکت کلامی یکسان دانست. اثرگذاری آن ها به تناسب میان هدف آموزشی، ویژگی های یادگیرندگان، ساختار فعالیت، کیفیت بازخورد، نقش هدایتگر معلم و فرصت پردازش عمیق اطلاعات وابسته است. همچنین، مشارکت ظاهری الزاما به درگیری شناختی منجر نمی شود و دسترسی به فناوری نیز به خودی خود کیفیت آموزش را تضمین نمی کند. بر این اساس، مقاله بر این دیدگاه استدلال می کند که کیفیت تجربه یادگیری برآیند تعامل پویا میان طراحی آموزشی، عاملیت دانش آموز، حمایت اجتماعی و قابلیت های هدفمند فناوری است. نتیجه کلی آن است که بهبود پایدار این کیفیت مستلزم عبور از نگاه ابزارمحور و روش محور و حرکت به سوی طراحی یکپارچه تجربه یادگیری، تقویت شایستگی حرفه ای معلمان، توجه به تفاوت های فردی و عدالت دسترسی، و استفاده از ارزیابی هایی است که علاوه بر محصول یادگیری، کیفیت فرایند یادگیری را نیز آشکار سازند.
نویسندگان
لیلا طباخها
نویسنده