بررسی تاثیر یادگیری مبتنی بر مسئله، ابزارهای دیجیتال و راهنمایی هوشمند بر توسعه مهارت های شناختی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COESEFOI01_1667

تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1405

چکیده مقاله:

توسعه مهارت های شناختی دانش آموزان یکی از اهداف بنیادین آموزش وپرورش معاصر است؛ زیرا کیفیت یادگیری پایدار، توانایی حل مسائل پیچیده، تفکر انتقادی، خلاقیت و تصمیم گیری آگاهانه، صرفا به میزان اطلاعات کسب شده وابسته نیست، بلکه به چگونگی پردازش، سازمان دهی، ارزیابی و به کارگیری دانش بستگی دارد. در این میان، یادگیری مبتنی بر مسئله، ابزارهای دیجیتال و راهنمایی هوشمند، سه رویکرد مکمل برای بازطراحی فرایند یاددهی یادگیری به شمار می روند که هر یک از طریق سازوکارهای متفاوتی می توانند در پرورش توانایی های شناختی نقش داشته باشند. هدف مقاله حاضر، تحلیل انتقادی و تلفیقی ارتباط این سه رویکرد با توسعه مهارت های شناختی دانش آموزان، تبیین سازوکارهای اثرگذاری آن ها و شناسایی شرایطی است که اثربخشی آموزشی آن ها را افزایش یا محدود می کند. در این چارچوب، مهارت های شناختی شامل توجه و تمرکز، حافظه کاری، استدلال، حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت، فراشناخت و خودتنظیمی در نظر گرفته می شوند. تحلیل پژوهش های فارسی مرتبط نشان می دهد که یادگیری مبتنی بر مسئله، با ایجاد موقعیت های چالش برانگیز و فراهم کردن فرصت برای طرح فرضیه، گردآوری اطلاعات و ارزیابی راه حل ها، زمینه مناسبی برای فعال شدن فرایندهای شناختی سطح بالا ایجاد می کند. ابزارهای دیجیتال نیز با ارائه محتوای چندرسانه ای، شبیه سازی، تعامل و بازخورد سریع می توانند دسترسی به اطلاعات و امکان تمرین هدفمند را بهبود بخشند؛ بااین حال، استفاده نامتناسب از آن ها ممکن است بار شناختی، حواس پرتی و وابستگی به پاسخ های آماده را افزایش دهد. راهنمایی هوشمند از طریق تحلیل عملکرد، تنظیم تدریجی دشواری تکالیف و ارائه بازخورد متناسب با نیاز یادگیرنده، ظرفیت پشتیبانی از یادگیری شخصی سازی شده را دارد، اما کیفیت این پشتیبانی به دقت تشخیص نیازهای شناختی، اعتبار بازخورد و نظارت معلم وابسته است. جمع بندی تحلیلی نشان می دهد که هیچ یک از این سه رویکرد به تنهایی تضمین کننده رشد شناختی نیست. بیشترین ظرفیت آموزشی هنگامی پدید می آید که مسئله ای معنادار، فناوری هدفمند، راهنمایی متناسب و فرصت تامل مستقل در قالب یک طراحی آموزشی منسجم به هم پیوند بخورند. با وجود جهت گیری مثبت بسیاری از مطالعات داخلی، محدودیت شواهد تجربی مقایسه ای، ناهمگونی شاخص های سنجش و کمبود بررسی های طولی، ضرورت پژوهش های دقیق تر را نشان می دهد.

نویسندگان