تاثیر یادگیری مبتنی بر پروژه بر تقویت مهارت های قرن بیست ویکم در دانش آموزان دبیرستانی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 75
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFEDUE02_2460
تاریخ نمایه سازی: 1 آبان 1405
چکیده مقاله:
تحولات سریع علمی، فناوری، اقتصادی و اجتماعی در دهه های اخیر، انتظارات از نظام های آموزشی را به طور اساسی تغییر داده است. مدرسه دیگر نمی تواند تنها محلی برای انتقال مجموعه ای از اطلاعات و محفوظات درسی باشد، بلکه باید دانش آموزان را برای مواجهه با مسائل پیچیده، یادگیری مستمر، همکاری با دیگران، حل مسئله، ارتباط موثر و سازگاری با شرایط متغیر زندگی و کار آماده کند. در چنین شرایطی، مفهوم مهارت های قرن بیست ویکم به یکی از محورهای مهم ادبیات آموزش و یادگیری تبدیل شده است. مهارت هایی مانند تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، ارتباط، همکاری، سواد اطلاعاتی و دیجیتال، خودتنظیمی و مسئولیت پذیری، از جمله شایستگی هایی هستند که دانش آموزان برای موفقیت تحصیلی، اجتماعی و حرفه ای به آنها نیاز دارند. یادگیری مبتنی بر پروژه به عنوان یکی از رویکردهای فعال و دانش آموزمحور، ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد محیطی فراهم می کند که در آن دانش آموزان بتوانند این مهارت ها را در موقعیت های واقعی یا شبه واقعی تمرین کنند. هدف مقاله حاضر، بررسی تاثیر یادگیری مبتنی بر پروژه بر تقویت مهارت های قرن بیست ویکم در دانش آموزان دبیرستانی و تحلیل سازوکارهایی است که از طریق آنها این رویکرد می تواند کیفیت یادگیری و آمادگی دانش آموزان برای آینده را ارتقا دهد. مقاله با رویکرد مروری تحلیلی تدوین شده و ادبیات نظری و پژوهشی مرتبط با یادگیری مبتنی بر پروژه، یادگیری فعال، سازنده گرایی و مهارت های قرن بیست ویکم مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل منابع نشان می دهد که یادگیری مبتنی بر پروژه، از طریق درگیر کردن دانش آموز با مسئله یا پرسشی معنادار، برنامه ریزی، تحقیق، همکاری، تولید محصول، ارائه نتایج و دریافت بازخورد، فرصت های متعددی برای تمرین مهارت های شناختی، اجتماعی و فراشناختی ایجاد می کند. یافته های مقاله نشان می دهد که این رویکرد می تواند در تقویت تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، ارتباط موثر، کار گروهی، مدیریت زمان، خودتنظیمی، مسئولیت پذیری و سواد دیجیتال نقش مهمی داشته باشد. با این حال، تحقق این ظرفیت نیازمند طراحی دقیق پروژه ها، توانمندی معلمان، زمان کافی، دسترسی مناسب به منابع، ارزشیابی فرایندی و ایجاد فرهنگ یادگیری مشارکتی در مدرسه است. بنابراین، یادگیری مبتنی بر پروژه نباید صرفا به عنوان انجام یک فعالیت جانبی در کنار برنامه درسی تلقی شود، بلکه لازم است به عنوان یک چارچوب یاددهی یادگیری هدفمند و هماهنگ با اهداف تربیتی و آموزشی مدرسه مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
یادگیری مبتنی بر پروژه ، مهارت های قرن بیست ویکم ، دانش آموزان دبیرستانی ، تفکر انتقادی ، حل مسئله ، خلاقیت ، همکاری ، یادگیری فعال ، سواد دیجیتال ، آموزش مهارت محور
نویسندگان
سید محمد حسینی
کارشناس ارشد اقتصاد انرژی ؛ دانشگاه پیام نور البرز ؛ استان تهران ؛ شهرستان شهریار
محمد جهاندوست
کارشناس زبان و ادبیات فارسی ؛ دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ؛ استان تهران ؛ شهر تهران
آرزو لعلی نیان
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث ؛ دانشگاه آزاد کرج ؛ استان تهران ؛ شهر تهران