بررسی رابطه میان تکنولوژی، افزایش بهره وری و تغییر ترکیب سرمایه در نظریه اقتصادی مارکس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 73

فایل این مقاله در 42 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_2448

تاریخ نمایه سازی: 1 آبان 1405

چکیده مقاله:

تکنولوژی در نظریه اقتصادی مارکس صرفا مجموعه ای از ابزارها و ماشین های مورد استفاده در فرایند تولید نیست، بلکه یکی از عوامل اساسی تحول نیروهای مولد، تغییر سازمان تولید، افزایش بهره وری نیروی کار و دگرگونی ساختار سرمایه به شمار می رود. از دیدگاه مارکس، سرمایه داری به دلیل وجود رقابت میان سرمایه داران، گرایش دائمی به کاهش هزینه تولید، افزایش بارآوری کار و کسب ارزش اضافی بیشتر دارد. یکی از مهم ترین ابزارهای تحقق این هدف، توسعه فناوری و جایگزینی تدریجی شیوه های سنتی تولید با ماشین آلات، تجهیزات و سازمان یافتگی فنی پیشرفته تر است. این فرایند از یک سو ظرفیت تولیدی اقتصاد را افزایش داده و زمان کار لازم برای تولید هر واحد کالا را کاهش می دهد و از سوی دیگر، نسبت میان سرمایه ثابت و سرمایه متغیر را تغییر داده و به افزایش ترکیب فنی و ارگانیک سرمایه منجر می شود. در نتیجه، تکنولوژی در نظریه مارکس دارای ماهیتی دوگانه است: از یک طرف موجب افزایش بهره وری، کاهش هزینه های تولید و گسترش ظرفیت تولید می شود و از طرف دیگر، با افزایش سهم ماشین آلات و ابزار تولید نسبت به نیروی کار، ساختار تقاضا برای نیروی کار و شرایط تحقق ارزش اضافی را دگرگون می کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع فارسی مرتبط با اقتصاد سیاسی مارکس، رابطه میان تکنولوژی، بهره وری و ترکیب سرمایه را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که در منطق سرمایه داری، پیشرفت تکنولوژیک را نمی توان پدیده ای صرفا فنی دانست؛ بلکه این پیشرفت در چارچوب روابط اجتماعی تولید، رقابت، انباشت سرمایه و تلاش برای افزایش ارزش اضافی معنا پیدا می کند. افزایش بهره وری ناشی از تکنولوژی می تواند ارزش اضافی نسبی را افزایش دهد و هزینه تولید را کاهش دهد، اما هم زمان با افزایش سرمایه ثابت نسبت به سرمایه متغیر، ترکیب ارگانیک سرمایه را دگرگون می سازد. بنابراین، تکنولوژی در اندیشه مارکس هم نیرویی برای گسترش نیروهای مولد و هم عاملی برای بازسازی تضادهای درونی سرمایه داری است (مارکس، ۱۳۹۴؛ هاینریش، ۱۴۰۳؛ مرتضوی، ۱۳۹۳).

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شهر شیراز