بررسی نظریه بازتولید اجتماعی و اقتصادی در آثار مارکس و مسئله تداوم تولید سرمایه داری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 59
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFEDUE02_2444
تاریخ نمایه سازی: 1 آبان 1405
چکیده مقاله:
نظریه بازتولید اجتماعی و اقتصادی یکی از محورهای مهم در تحلیل مارکس از سازوکارهای درونی شیوه تولید سرمایه داری است. از دیدگاه مارکس، تولید سرمایه داری را نمی توان صرفا به تولید کالا در یک دوره معین محدود کرد؛ زیرا تولید در جامعه سرمایه داری هنگامی معنا پیدا می کند که بتواند شرایط مادی، اقتصادی و اجتماعی لازم برای تکرار خود را در دوره های بعدی نیز فراهم کند. بنابراین، بازتولید نه یک فرایند فرعی، بلکه شرط اساسی تداوم شیوه تولید سرمایه داری است. مارکس با تفکیک میان بازتولید ساده و بازتولید گسترده نشان می دهد که سرمایه داری در سطح اقتصادی چگونه سرمایه، نیروی کار، ارزش و ارزش اضافی را در چرخه ای مستمر بازتولید می کند و در سطح اجتماعی چگونه مناسبات طبقاتی، مالکیت ابزار تولید و وابستگی کارگران به فروش نیروی کار استمرار می یابد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که نظریه بازتولید اجتماعی و اقتصادی در آثار مارکس چگونه امکان تداوم تولید سرمایه داری را توضیح می دهد و چه رابطه ای میان تولید، مصرف، گردش سرمایه، بازتولید نیروی کار، انباشت و استمرار مناسبات طبقاتی وجود دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر آثار اصلی مارکس و ادبیات فارسی مرتبط با اقتصاد سیاسی مارکسیستی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تداوم سرمایه داری نتیجه یک عامل منفرد نیست، بلکه حاصل پیوند میان بازتولید مادی، بازتولید نیروی کار، تحقق ارزش، استثمار، انباشت سرمایه و بازتولید مناسبات اجتماعی تولید است. بازتولید ساده نشان می دهد که حتی در شرایطی که سرمایه در مقیاس قبلی بازتولید می شود، مناسبات سرمایه دار و کارگر همچنان بازتولید می گردد؛ در حالی که بازتولید گسترده، با تبدیل بخشی از ارزش اضافی به سرمایه جدید، ظرفیت تولید و مقیاس سلطه سرمایه را افزایش می دهد. از این منظر، سرمایه داری نه صرفا با تولید کالا، بلکه با بازتولید مستمر رابطه اجتماعی سرمایه به حیات خود ادامه می دهد. در عین حال، تناقض میان گرایش سرمایه به گسترش نامحدود و محدودیت های مصرف، تحقق ارزش و شرایط اجتماعی تولید، زمینه بروز بحران های دوره ای را فراهم می کند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نظریه بازتولید مارکس چارچوبی منسجم برای فهم چگونگی تداوم، گسترش و هم زمان آسیب پذیری نظام سرمایه داری فراهم می سازد.
کلیدواژه ها:
بازتولید اجتماعی ، بازتولید اقتصادی ، کارل مارکس ، سرمایه داری ، انباشت سرمایه ، ارزش اضافی ، نیروی کار ، مناسبات تولید ، طبقات اجتماعی ، تداوم تولید سرمایه داری
نویسندگان
رضا محمدیان
پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شهر شیراز