تحلیل رابطه تعاملی کنش گری فرهنگی بانوان و کارآمدی مدیریت شهری (مطالعه موردی: منطقه یک کلانشهر شیراز)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 76

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HSPC25_325

تاریخ نمایه سازی: 30 مهر 1405

چکیده مقاله:

مدیریت شهری در جهان امروز، بدون بهره گیری از سرمایه اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان به ویژه گروه های تاثیرگذاری چون زنان، قادر به تحقق اهداف توسعه پایدار نیست. مشارکت فرهنگی بانوان به عنوان یکی از اهرم های تقویت اعتماد، انسجام اجتماعی و افزایش مطالبه گری مدنی، می تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم بر عملکرد نهادهای مدیریت شهری اثر بگذارد. هدف پژوهش حاضر، واکاوی تاثیر ابعاد گوناگون مشارکت فرهنگی بانوان بر بهبود عملکرد مدیریت شهری در منطقه یک شهرداری شیراز است. چارچوب نظری پژوهش بر پایه تلفیق نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام، مدل نردبان مشارکت آرنشتاین و مفهوم حکمروایی خوب شهری بنا شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر پیمایش میدانی است. جامعه آماری را زنان بالای ۱۸ سال ساکن در منطقه یک شیراز تشکیل می دهند که با فرمول کوکران، نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر به شیوه خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته با ۴۲ گویه در مقیاس لیکرت پنج درجه ای صورت گرفت که روایی آن با تحلیل عاملی تاییدی و پایایی با آلفای کرونباخ (۸۶/۰) تایید شد. مشارکت فرهنگی بانوان در چهار بعد حضور در رویدادها، داوطلبی فرهنگی، آفرینش و سازمان دهی فرهنگی و آگاهی و مطالبه گری فرهنگی عملیاتی گردید و عملکرد مدیریت شهری با شاخص های رضایت از خدمات، شفافیت و پاسخگویی، کیفیت فضاهای عمومی و کارایی اداری سنجیده شد. تحلیل داده ها با به کارگیری آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی و تحلیل فضایی خوشه ای در محیط SPSS و ArcGIS انجام گرفت. نتایج نشان داد میانگین نمره مشارکت فرهنگی بانوان ۲۳/۳ (در بازه ۱ تا ۵) و عملکرد مدیریت شهری ۸۹/۲ است که هر دو در سطح متوسط ارزیابی می شوند. همبستگی مثبت و معناداری بین مشارکت فرهنگی بانوان و عملکرد مدیریت شهری (۵۸۶/۰r =، ۰۱/۰p <) به دست آمد. تحلیل رگرسیون آشکار ساخت که از میان ابعاد مشارکت، داوطلبی فرهنگی (۴۵۲/۰β =) و آفرینش و سازمان دهی فرهنگی (۳۲۱/۰β=) بیشترین قدرت تبیین تغییرات عملکرد مدیریت شهری را دارند. تحلیل فضایی حاکی از وجود خوشه های داغ (Hot Spots) از مشارکت بالا در محلات مرکزی با بافت تاریخی و فرهنگی (نظیر دروازه قرآن و ارم) و خوشه های سرد (Cold Spots) در محلات حاشیه ای نوساز است که الگوی فضایی مشابهی با رضایت از عملکرد شهرداری ترسیم می کند. در مجموع، یافته ها تایید می کنند که تقویت زیرساخت های مشارکت فرهنگی بانوان، به ویژه در بسترهای محلی، می تواند محرکی نیرومند برای ارتقای پاسخگویی، شفافیت و کیفیت خدمات مدیریت شهری در مقیاس منطقه ای باشد. این مطالعه پیشنهاد می کند شهرداری منطقه یک شیراز با ایجاد خانه های فرهنگ محله ای زن محور و تخصیص بودجه های مشارکتی فرهنگی، بستر کنش گری فعال زنان را فراهم آورد تا حلقه بازخورد میان شهروندان و مدیریت شهری تقویت شود.

نویسندگان

مبارکه حسینی پور

کارشناس برنامه ریزی و مطالعات اجتماعی شهرداری شیراز