مطالعه ای تحلیلی–تطبیقی در باب بازنمایی عدالت خواهی اجتماعی در سینمای واقع گرای شوروی و موج نوی سینمای ایران
محل انتشار: فصلنامه رهپویه هنرهای نمایشی، دوره: 6، شماره: 21
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPA-6-21_003
تاریخ نمایه سازی: 29 مهر 1405
چکیده مقاله:
عدالتخواهی اجتماعی از مفاهیم بنیادین اندیشه اجتماعی و سیاسی است که در بسترهای تاریخی، ایدئولوژیک و فرهنگی متفاوت، تعاریف و صورتبندیهای متنوعی یافته است. این مفهوم در حوزه هنر، بهویژه سینما، نهتنها در سطح مضمون روایی، بلکه از خلال فرم، زبان بصری و ساختارهای روایی بازنمایی میشود و بهمثابه کنشی گفتمانی در تولید معنا و ساماندهی ادراک اجتماعی عمل میکند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی–تطبیقی، به بررسی نحوه بازنمایی عدالتخواهی اجتماعی در دو سنت سینمایی متمایز، یعنی سینمای واقعگرای شوروی و جریان موج نوی سینمای ایران میپردازد و میکوشد تفاوتها و شباهتهای این بازنماییها را در پیوند با زمینههای تاریخی و اجتماعی هر یک تبیین کند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای تفسیری است و دادهها از طریق مطالعه اسنادی و تحلیل موردی فیلمهای منتخب چاپایف و مادر از سینمای شوروی و ساز دهنی، تنگسیر، گوزنها، طبیعت بیجان و کندو از موج نوی سینمای ایران گردآوری شدهاند. تحلیل آثار بر اساس چارچوبی مفهومی انجام شده که شاخصهایی چون منشا بیعدالتی، فاعل عدالتخواه، نوع کنش عدالتطلبانه، نسبت فرد و ساختار قدرت، افق امکان تحقق عدالت و سرنوشت کنشگر را دربرمیگیرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در سینمای واقعگرای شوروی، عدالتخواهی اجتماعی عمدتا در قالب پروژهای جمعمحور، ساختاری و غایتمند بازنمایی میشود؛ بهگونهای که بیعدالتی به عنوان پدیدهای طبقاتی و تاریخی تعریف شده و رفع آن مستلزم کنش انقلابی، سازمانیافتگی جمعی و فداکاری فردی در افق تاریخ جمعی است. در این سنت سینمایی، فرد تنها در پیوند با اراده تاریخی طبقه و ساختار ایدئولوژیک حزب معنا مییابد و حتی مرگ کنشگران بهمثابه لحظهای سازنده در تداوم تحقق عدالت اجتماعی تفسیر میشود. در مقابل، جریان موج نوی سینمای ایران تصویری دروننگرانه و اغلب تعلیقشده از عدالتخواهی اجتماعی ارائه میدهد؛ بهطوریکه بیعدالتی نه در قالب دشمنی مشخص، بلکه در هیئت سازوکارهای روزمره، بیچهره و فرساینده قدرت و در مواردی نمادین بازنمایی میشود و کنش عدالتطلبانه غالبا صورتی فردی، شکننده یا تراژیک و در برخی موارد همراه با پیروزی موقت و نه با افقی از رستگاری مییابد. نتیجه پژوهش نشان میدهد که این تمایز بنیادین در بازنمایی عدالتخواهی اجتماعی، بازتاب دو تلقی متفاوت از نسبت فرد و جامعه، سوژه و قدرت و امکان کنش انسانی در تاریخ است و برساختبودن مفهوم عدالت در سینما را در پیوند با زمینههای تاریخی، ایدئولوژیک و زیباییشناختی هر دوره آشکار میسازد.
کلیدواژه ها:
واژگان کلیدی: سینمای ایران ، عدالت خواهی اجتماعی ، رئالیسم سوسیالیستی ، سینما شوروی ، موج نو ، کنش عدالت طلبانه
نویسندگان
محمدصادق صادقی پور
استادیار گروه سینما، دانشکده هنر، دانشگاه بینالمللی سوره، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
امیرحسین آقائی
دانشجوی دکتری رشته حکمت هنرهای دینی، دانشکده هنر، دانشگاه بینالمللی سوره، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :