بررسی نسبت «هویت» و «دیگری» بر مبنای فلسفه اخلاق امانوئل لویناس در نمایشنامههای «چوببهدستهای ورزیل» و «آی بی کلاه، آی باکلاه» ساعدی، «آموزگا
محل انتشار: فصلنامه رهپویه هنرهای نمایشی، دوره: 6، شماره: 21
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 51
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPA-6-21_006
تاریخ نمایه سازی: 29 مهر 1405
چکیده مقاله:
دهه ۱۳۴۰ خورشیدی یکی از مهمترین دورههای تاریخ ایران به شمار میآید؛ مدرنیزاسیون شتابان، تمرکز قدرت سیاسی، تغییر الگوهای زیست اجتماعی، اصلاحات ارضی، مهاجرت گسترده از روستاها به شهرها، رشد حاشیهنشینی، گسترش رسانههای جمعی مدرن، توسعه آموزش مدرن و پیوند روزافزون با فرهنگ غرب، ناگهان ارزشها، هنجارها و نظامهای «هویت»۱ پیشین را دچار گسست، تردید و نسبت آن را در برابر «دیگری»۲های نوظهور به یکی از دغدغههای اصلی روشنفکران و هنرمندان بدل کرد. ادبیات نمایشی با ماهیت گفتوگومحور خود، بستر مناسب بازنمایی بحرانهای «هویت» در این دوره فراهم کرد. غلامحسین ساعدی و محسن یلفانی در نمایشنامههای خود به روشنی، بحران «هویت» انسان معاصر ایرانی را در قالب روابط فردی و جمعی به تصویر کشیدهاند، مطالعات پیشین عمدتا بر ابعاد اجتماعی، سیاسی یا روانشناختی آثار این دو نویسنده تمرکز داشتهاند و تاکنون مطالعهای این آثار را با تمرکز بر نسبت «هویت» و «دیگری» بهطور تطبیقی بررسی نکرده است. فلسفه امانوئل لویناس۳، با ارائه خوانش اخلاقی۴ نسبت «هویت» و «دیگری» میتواند بستر مناسب جهت بررسی بحران «هویت» را فراهم آورد. هدف اصلی پژوهش، بررسی نسبت «هویت» و «دیگری» در نمایشنامههای آی بی کلاه، آی با کلاه و چوببهدستهای ورزیل غلامحسین ساعدی و آموزگاران و مرد متوسط محسن یلفانی، هدف فرعی، تبیین تفاوت رویکرد این دو نمایشنامهنویس در بازنمایی «هویت» است. روش انجام پژوهش، کیفی، از نوع تحلیل محتوا و تطبیقی بر اساس مطالعات کتابخانهای است. چهار نمایشنامه آی بی کلاه، آی باکلاه و چوب بهدستهای ورزیل از غلامحسین ساعدی، آموزگاران و مرد متوسط از محسن یلفانی به صورت هدفمند انتخاب و بررسی شدند. پرسش اصلی پژوهش، نسبت «هویت» و «دیگری» در آثار ساعدی و یلفانی چگونه بازنمایی شده است؟ پرسش فرعی، بازنمایی این نسبت میان دو نویسنده چه تفاوتی دارد؟ یافتهها نشان داد، در آثار ساعدی، هویت در فضایی آکنده از هراس، سوءظن و فروپاشی ارتباط با دیگری شکل میگیرد و شخصیتها بهتدریج توان مواجهه انسانی با دیگری را از دست میدهند. در مقابل، در آثار یلفانی هویت از خلال پرسشگری، مقاومت و حفظ امکان گفتوگو با دیگری بازتولید میشود، حتی در شرایط سرکوب نیز امکان بازتعریف آن باقی میماند. بر این اساس، ساعدی تصویری از هویت گسسته و بحرانزده ارائه میدهد، در حالی که یلفانی هویت را امری پویا و وابسته به استمرار رابطه با دیگری ترسیم میکند. درنهایت، مداقه در چهار نمایشنامه غلامحسین ساعدی و محسن یلفانی، انسداد گفتوگو و فروپاشی رابطه اخلاقی با «دیگری» را به عنوان پیامد بحران «هویت» در دهه ۱۳۴۰ عیان میسازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرزانه قمصری
کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :