تعزیر مالی و مالیات بازدارنده در فقه اسلامی با مطالعه موردی سفته بازی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 37 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_HSRS-23-51_002

تاریخ نمایه سازی: 29 مهر 1405

چکیده مقاله:

چکیده گستردهمقدمه و اهداف: گسترش معاملات کوتاه مدت و سوداگرانه در بازارهایی مانند ارز، طلا، مسکن و خودرو در اقتصاد ایران، به تشدید تورم دارایی ها، شکل گیری حباب های قیمتی و انحراف سرمایه از بخش مولد انجامیده است. در پاسخ، «قانون مالیات بر سوداگری و سفته بازی» با هدف تنظیم گری و بازدارندگی تصویب شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که آیا این مالیات بازدارنده از منظر فقه امامیه مشروعیت دارد و اگر دارد، در کدام چهارچوب فقهی قابل تحلیل است؟ چالش اصلی آنکه بسیاری از معاملات سفته بازانه در قالب بیع صحیح و با قصد جدی انتقال مالکیت انجام می شوند و نمی توان آنها را مطلقا باطل یا حرام دانست. هدف این پژوهش، ارائه تحلیلی فقهی برای توجیه مالیات بازدارنده بدون نیاز به صدور حکم بطلان یا حرمت ذاتی سفته بازی است. سوال اصلی آن است که آیا مالیات بازدارنده بر سفته بازی می تواند مصداقی از تعزیر مالی و سیاست شرعی حکومت اسلامی به شمار آید. فرضیه پژوهش بر این مبناست که در صورت احراز مفسده نوعی و اخلال در نظام اقتصادی، چنین مالیاتی در چهارچوب اختیارات ولی امر و با تکیه بر قواعدی چون حفظ نظام، لاضرر و منع اکل مال به باطل قابل تحلیل بوده و با اصل صحت معاملات منافاتی ندارد. این پژوهش درصدد است تا با تفکیک میان صحت معامله در سطح فردی و قابلیت تعزیر حکومتی در سطح کلان، خلا نظری موجود در ادبیات فقهی اقتصادی را پر کند.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از حیث روش، توصیفی تحلیلی و استنباطی است. گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و با مراجعه به منابع اصلی فقه امامیه (از جمله مکاسب شیخ انصاری، جواهر الکلام، شرائع الاسلام، تحریر الوسیله امام خمینی) و نیز منابع فقه حکومتی معاصر (آثار شهید صدر، منتظری، مومن قمی، موسوی بجنوردی) انجام شده است. همچنین، قوانین موضوعه ایران از جمله «قانون مالیات بر سوداگری و سفته بازی» مصوب ۱۴۰۴ و گزارش های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی بررسی شده است. روش تحلیل مبتنی بر استنباط فقهی و اجتهادی بوده و در چهار مرحله سامان یافته است: نخست، مفاهیم کلیدی تعزیر مالی، مالیات بازدارنده و سفته بازی مفهوم شناسی شده است. دوم، ادله فقهی مشروعیت تعزیر مالی (از جمله اختیارات ولی امر، اطلاق تعزیر در کلمات فقها، سیره عقلا، قاعده حفظ نظام و قاعده لاضرر) استخراج و تحلیل شده است. سوم، مبانی به دست آمده بر قانون مالیات بر سوداگری تطبیق داده شده و چهارم، اشکالات فقهی وارد بر این سیاست (همچون تعارض با اصل صحت، حرمت مال مسلمان و اکل مال به باطل) به صورت انتقادی ارزیابی شده است. این ساختار چهارمرحله ای امکان جمع میان اصالت صحت معاملات و اختیارات تنظیمی تعزیری حکومت اسلامی را فراهم کرده است.نتایج: یافته های پژوهش در چند محور کلی قابل دسته بندی است. محور نخست، تحلیل فقه معاملات نشان می دهد که اصل بر صحت عقود و نفوذ معاملات است و صرف انگیزه کسب سود از تفاوت قیمت در بازارهای دارایی، موجب بطلان عقد نمی شود. در بسیاری از معاملات سفته بازانه، قصد جدی انتقال مالکیت وجود دارد، عقد صحیح واقع می شود و طرفین با آگاهی از ریسک معامله اقدام می کنند. ازاین رو، نمی توان سفته بازی را مطلقا در زمره معاملات باطل یا حرام قرار داد و موضوع بحث، آثار نوعی و اجتماعی آن است، نه حکم وضعی عقد. محور دوم، بررسی فقه حکومتی نشان می دهد که فقه امامیه ظرفیت گسترده ای برای مداخله در رفتارهای اقتصادی مفسده آمیز دارد. امام خمینی در کتاب البیع، نائینی در اجود التقریرات، شهید صدر در نظریه «منطقه الفراغ»، منتظری و مومن قمی همگی بر اختیارات حکومت اسلامی در وضع مقررات الزام آور برای حفظ نظام و دفع مفاسد عمومی تصریح کرده اند. محور سوم، تحلیل مفهوم تعزیر نشان می دهد که تعزیر در فقه امامیه مجازاتی غیرمنصوص و قابل تعیین توسط حاکم در موارد فاقد حد شرعی است و انحصار آن به کیفر بدنی (شلاق، حبس، تبعید) دلیل قاطعی ندارد. صاحب جواهر با اینکه تعزیر را منصرف به مجازات های غیرمالی می داند، اما اختیار حاکم را در موارد اخلال در نظم عمومی می پذیرد. در آثار معاصر، موسوی بجنوردی و محقق داماد به صراحت تعزیر مالی را در جرایم اقتصادی پذیرفته اند. محور چهارم، تطبیق بر قانون مالیات بر سوداگری نشان می دهد که ساختار پلکانی این قانون (معاملات با دوره نگهداری کمتر از یک سال مشمول نرخ های بالاتر) ماهیتی بازدارنده دارد و اگر مبتنی بر احراز مفسده نوعی واقعی و به قصد حفظ نظام اقتصادی وضع شده باشد، در چهارچوب تعزیر مالی قابل تحلیل است. نمونه های فقهی متعددی مانند الزام محتکر به عرضه کالا، قیمت گذاری حکومتی در شرایط ضرورت و مداخله در اموال برای دفع ضرر عمومی، سابقه این نوع تنظیم گری در فقه کلاسیک را نشان می دهد. قاعده لاضرر نیز در اینجا نه به عنوان دلیل مستقل جعل حکم، بلکه به عنوان موید ضرورت مداخله حکومتی در برابر ضرر نوعی قابل استفاده است.بحث و نتیجه گیری: پاسخ به سوال اصلی پژوهش مثبت است: مالیات بازدارنده بر سفته بازی، در صورتی که مبتنی بر مفسده عمومی، همراه با رعایت اصل تناسب، عدالت مالیاتی، شفافیت، قابلیت نظارت و اعتراض باشد و هدف اصلی آن درآمدزایی صرف نبوده، بلکه کاهش التهاب بازار و هدایت سرمایه به فعالیت های مولد باشد، در فقه امامیه به عنوان مصداقی از تعزیر مالی و سیاست شرعی قابل توجیه است. این رویکرد نوآورانه با تفکیک میان «صحت معامله در سطح فردی» و «قابلیت تعزیر حکومتی در سطح کلان»، از تعارض با اصل صحت معاملات و قاعده حرمت مال مسلمان می رهد. بررسی انتقادی اشکالات نشان داد که نگرانی از مشروعیت بخشی به سفته بازی یا تصرف بی وجه در اموال، ناشی از خلط میان دو سطح تحلیل است؛ درحالی که مالیات بازدارنده از سنخ «امضای شرعی فعل» نیست، بلکه از سنخ «سیاست تنظیمی تعزیری حکومت» برای دفع مفسده نوعی است. پیشنهاد می شود در اجرای این قانون، ارزیابی های مستمر اقتصادی و فقهی صورت گیرد تا از عدم خروج از چهارچوب تعزیر مشروع و متناسب اطمینان حاصل شود. این پژوهش می تواند الگویی برای تحلیل فقهی سایر سیاست های اقتصادی نوپدید (مانند مالیات بر عایدی سرمایه، مالیات بر خانه های خالی و لوکس) در پرتو فقه حکومتی امامیه ارائه دهد.تقدیر و تشکر: این پژوهش حاصل کار گروهی و با استفاده از منابع کتابخانه ای متعدد تدوین شده است. نویسنده مراتب سپاس خود را از همه اساتید و پژوهشگرانی که آثارشان در تدوین این مقاله استفاده شده، ابراز می دارد.تعارض منافع: نویسنده مقاله اعلام می کند که هیچ گونه تعارض منافع مالی یا غیرمالی مرتبط با محتوای این پژوهش وجود ندارد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

mohammad javad valizadeh

عضو هیئت علمی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهران، ایران

sorayya moniri

استادیار، گروه حقوق، واحد هشترود، دانشگاه آزاد اسلامی، هشترود، ایران

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • ʿAlīpūr, Mahdī; Ḥasanī, Sayyid Ḥamīd Riḍā (۲۰۱۰). Pārādāym-i Ijtihādī-i Dānish-i ...
  • Allen, E. S., Rhoades, G. K., Stanley, S. M., Markman, ...
  • Baucom, D. H., Snyder, D. K., & Gordon, K. C. ...
  • Baucom, D. H., Snyder, D. K., & Gordon, K. C. ...
  • Blue, A. J., & Hartnett, K. (۲۰۰۵). The effect of ...
  • Drigotas, S. M., Safstrom, C. A., & Gentilia, T. (۱۹۹۹). ...
  • Epstein, N. B., & Baucom, D. H. (۲۰۰۲). Enhanced cognitive-behavioral ...
  • Fathī Āshtīyānī, ʿAlī (۲۰۱۶). Āzmūnhā-yi Ravānshinākhtī. Tehran: Intishārāt-i Biʿthat. [In ...
  • Feldman, S. S., & Cauffman, E. (۱۹۹۹). Your cheatin’ heart: ...
  • Gayer, D. (۲۰۱۰). Infidelity and divorce. Journal of Divorce & ...
  • Glass, S. P., & Wright, T. L. (۱۹۸۸). Clinical implications ...
  • Guba, E. G., & Lincoln, Y. S. (۱۹۸۹). Fourth generation ...
  • Haley, J. (۱۹۷۶). Problem-solving therapy. Harper & Row ...
  • Houman, H. A. (۲۰۰۶). Practical guide to qualitative research. SAMT. ...
  • Ḥurr ʿĀmilī, Muḥammad Ḥasan (۱۴۰۹ AH). Wasāʾil al-Shīʿah. Qom: Muʾassasah ...
  • Jānbozorgī, Masʿūd (۲۰۱۶). “The Effect of Spiritual Systemic Family Therapy ...
  • Jānbozorgī, Masʿūd; Pasandīdeh, ʿAbbās; Āẕarbāyjānī, Masʿūd (۲۰۲۳). Khānevādeh-Darmāngarī-i Khodāsū. Qom: ...
  • Kerr, M. E., & Bowen, M. (۱۹۸۸). Family evaluation: An ...
  • Lammers, J., & Maner, J. (۲۰۱۶). Power and attraction to ...
  • Landeta, J. (۲۰۰۶). Current validity of the Delphi method in ...
  • Majlisī, Muḥammad Bāqir (۱۴۰۴ AH). Biḥār al-Anwār. Beirut: Muʾassasah al-Wafāʾ. ...
  • Marin, R. A., Christensen, A., & Atkins, D. C. (۲۰۱۴). ...
  • Masʿūdī, ʿAbd al-Hādī (۲۰۱۶). Darsnāmah-i Fiqh al-Ḥadīth. Qom: Muʾassasah-i ʿIlmī ...
  • McDaniel, B. T., Drouin, M., & Cravens, J. D. (۲۰۱۷). ...
  • Messripour, M. E., Ahmadi, S. A., & Jazayeri, R. (۲۰۱۶). ...
  • Michelle, M. J., Anthony, P. J., & Michael, D. M. ...
  • Minuchin, S. (۱۹۷۴). Families and family therapy. Harvard University Press ...
  • Minuchin, S., & Fishman, H. C. (۱۹۸۱). Family therapy techniques. ...
  • Mitchell, L. (۲۰۰۰). Attachment to the missing object: Infidelity and ...
  • Muḥammadī Rayshahrī, Muḥammad (۲۰۰۸). Taḥkīm-i Khānevādeh. Qom: Dār al-Ḥadīth. [In ...
  • Muʾminī Jāvīd, Mihrāvar; Shuʿāʿ Kāẓimī, Mihrangīz (۲۰۱۶). Dīdgāhhā-yi Naẓarī-i Peymān-Shikanī-i ...
  • Nichols, M. P., & Davis, S. D. (۲۰۱۶). Family therapy: ...
  • NūrʿAlīzādeh, Masʿūd (۲۰۱۸). The Method of Modeling Psychological Concepts and ...
  • Oppenheimer, M. (۲۰۰۷). Recovering from an extramarital relationship: A non-systemic ...
  • Pasandīdeh, ʿAbbās (۲۰۱۰). Kānūn-i Javānmardī. Tehran: Markaz-i Umūr-i Zanān va ...
  • Peluso, P. R. (۲۰۱۵). Infidelity: A practitioner’s guide to working ...
  • Penn, C. D., Hernandez, S. L., & Bermudez, J. M. ...
  • Qurʾān Karīm, translated by Nāṣir Makārim Shīrāzī (۱۹۹۹). Qom: Intishārāt-i ...
  • Rafīʿī Hunar, Ḥamīd (۲۰۱۸). The Therapeutic Model of Self-Regulation for ...
  • Rafīʿpūr, Farāmarz (۲۰۰۳). Tiknīkhā-yi Khāṣṣ-i Taḥqīq dar ʿUlūm-i Ijtimāʿī. Tehran: ...
  • Roscoe, B., Cavanaugh, L. E., & Kennedy, D. R. (۱۹۸۸). ...
  • Rusbult, C. E., Drigotas, S. M., & Verette, J. (۱۹۹۴). ...
  • Ruza, I., & Ruza, A. (۲۰۱۲). Causal explanation for infidelity ...
  • Sālārīfar, Muḥammad Riḍā (۲۰۰۲). “Boundaries in the Family from the ...
  • Sālārīfar, Muḥammad Riḍā (۲۰۱۴). Designing Cognitive-Behavioral Couple Therapy Based on ...
  • Sarmad, Zuhrah; Bāzargān, ʿAbbās; Ḥijāzī, Ilāheh (۲۰۱۳). Ravish-i Taḥqīq dar ...
  • Schonian, S. (۲۰۱۳). Perceptions and definition of infidelity: A multimethod ...
  • Shackelford, T. K., Besser, A., & Goetz, A. T. (۲۰۰۸). ...
  • Shannon, S. E. (۲۰۰۵). Three approaches to qualitative content analysis. ...
  • Shujāʿī, Muḥammad Ṣādiq (۲۰۱۵). Ravānshināsī-i Islāmī. Qom: Markaz-i Bayn al-Milalī-i ...
  • Shultz, K. S., Whitney, D. J., & Zickar, M. J. ...
  • Simms, D. (۲۰۱۱). Infidelity: A definition. Journal of Marital and ...
  • Spanier, G. B. (۱۹۷۹). The measurement of marital quality. Journal ...
  • Streiner, D. L., Norman, G. R., & Cairney, J. (۲۰۱۵). ...
  • Ṭabāṭabāʾī, Sayyid Muḥammad Kāẓim (۲۰۱۱). Manṭiq-i Fahm-i Ḥadīth. Qom: Muʾassasah-i ...
  • Toplu-Demirtas, E., & Fincham, F. D. (۲۰۱۸). Dating infidelity in ...
  • Walker, H. C. (۲۰۱۳). Establishing content validity of an evaluation ...
  • Weeks, G. R., Gambescia, N., & Jenkins, R. (۲۰۰۳). Treating ...
  • Whisman, M. A., Dixon, A. E., & Johnson, B. (۱۹۹۷). ...
  • Wiederman, M. W., & Hurd, C. (۱۹۹۹). Extradyadic involvement during ...
  • Wilson, K., Mattingly, B. A., Clark, E. M., Weidler, D. ...
  • Wynd, C. A., Schmidt, B., & Schaefer, M. A. (۲۰۰۳). ...
  • Zāriʿī Tūpkhāneh, Muḥammad (۲۰۱۸). Mihr va Iqtidār dar Khānevādeh. Qom: ...
  • Zāriʿī Tūpkhāneh, Muḥammad (۲۰۱۹). Designing and Developing a Multifaceted Couple ...
  • Zāriʿī Tūpkhāneh, Muḥammad (۲۰۲۳). Peymān-Shikanī-i Zanāshūyī: ʿAwāmil, Payāmadhā va Miqyās-i ...
  • Zāriʿī Tūpkhāneh, Muḥammad (۲۰۲۵). Darmān-i Peymān-Shikanī-i Zanāshūyī: Rūykard-i Yekpārchah-i Khodāsū. ...
  • Zāriʿī Tūpkhāneh, Muḥammad; Jānbozorgī, Masʿūd; Bustān, Ḥusayn (۲۰۱۶). “Principles and ...
  • Zāriʿī Tūpkhāneh, Muḥammad; Jānbozorgī, Masʿūd; Rasūlzādeh, Sayyid Kāẓim; Gharawī Rād, ...
  • Zola, M. F. (۲۰۰۷). Beyond infidelity-related impasse: An integrated, systemic ...
  • نمایش کامل مراجع