شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی جذب سرمایهگذاری تولیدمحور در اقتصاد ایران با رویکرد اقتصاد مقاومتی و تاکید بر توسعه زنجیرههای ارزش
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 37 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_HSRS-23-51_006
تاریخ نمایه سازی: 29 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: زنجیرههای ارزش تولید بهعنوان مجموعهای از فعالیتهای بههمپیوسته از تامین مواد اولیه تا عرضه محصول نهایی، نقش بنیادینی در شکلدهی به ساختار اقتصاد ایفا میکنند. این زنجیرهها از طریق بهبود فرآیندهای تولید با بهرهگیری از فناوریهای نوین، ارتقای کیفیت محصولات و تمرکز بر فعالیتهای با ارزشافزوده بالا، زمینه ارتقای بهرهوری و افزایش رقابتپذیری اقتصادی را فراهم میآورند. در چهارچوب اقتصاد مقاومتی، تقویت زنجیرههای ارزش تولید بهعنوان یکی از الزامات کلیدی تحقق رویکرد «سرمایهگذاری برای تولید» و ایجاد اقتصادی درونزا و برونگرای هوشمند تلقی میشود.در اقتصاد ایران، باوجود برخورداری از ظرفیتهای قابلتوجه تولیدی، چالشهایی مانند تحریمهای بینالمللی، ضعف زیرساختهای لجستیکی و محدودیتهای فناورانه، مانع از جذب موثر سرمایهگذاریهای هدفمند شده است. رابطه میان تقویت زنجیرههای ارزش تولید و جذب سرمایهگذاری هدفمند، رابطهای دوسویه و تقویتکننده است. از یکسو، بهبود کارایی و ارتقای فناوری در زنجیرههای تولید زمینه جذب سرمایهگذاری را فراهم میکند و از سوی دیگر، سرمایهگذاری داخلی از طریق ایجاد فرصتهای جدید برای بنگاههای کوچک و متوسط تقویت میشود.باوجود اهمیت موضوع، مرور ادبیات نشاندهنده شکاف پژوهشی در تحلیل ساختاری و نظاممند این رابطه در بستر اقتصاد ایران با محدودیتهای ساختاری و ژئوپلیتیکی است. بنابراین، هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل کلیدی موثر بر جذب سرمایهگذاری تولیدمحور در اقتصاد ایران با رویکرد اقتصاد مقاومتی و تاکید بر نقش زنجیرههای ارزش، و تحلیل روابط ساختاری میان این عوامل با استفاده از رویکرد ترکیبی دلفی فازی و میکمک است. نوآوری پژوهش در تحلیل روابط ساختاری عوامل در بستر اقتصاد مقاومتی ایران و ارائه مبنایی برای سیاستگذاریهای اثربخش در جهت تحقق رشد اقتصادی پایدار است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، ترکیبی (کیفی-کمی) است. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه اقتصاد، اقتصاد مقاومتی، مدیریت زنجیره ارزش و سیاستگذاری سرمایهگذاری بود. نمونهگیری بهصورت هدفمند و زنجیرهای (گلولهبرفی)انجام شد و ۱۵ نفر از خبرگان واجد شرایط انتخاب شدند. معیارهای انتخاب شامل دارا بودن مدرک دکتری در رشتههای مرتبط، حداقل ۱۰ سال تجربه تدریس یا پژوهش، و داشتن آثاری در حوزههای اقتصاد مقاومتی، زنجیره ارزش یا جذب سرمایهگذاری بود.در مرحله اول، از طریق مرور نظاممند ادبیات داخلی و بینالمللی، ۲۸ عامل کلیدی مرتبط با جذب سرمایهگذاری هدفمند و تقویت زنجیرههای ارزش تولید استخراج شد. سپس با استفاده از تکنیک دلفی فازی و پرسشنامه لیکرت پنجدرجهای در دو مرحله، عوامل غربالگری شدند. عواملی که میانگین امتیاز اهمیت آنها کمتر از ۳/۵ بود حذف و در نهایت ۹ عامل نهایی انتخاب شدند.در مرحله کمی، روابط متقابل بین عوامل با مدل میکمک تحلیل شد. خبرگان روابط بین عوامل را با مقیاس ۰ (بدون تاثیر) تا ۳ (تاثیر قوی) ارزیابی کردند. ماتریس تاثیر مستقیم تشکیل و سپس ماتریس تاثیر غیرمستقیم محاسبه شد. عوامل بر اساس نمودار اثرگذاری-اثرپذیری به چهار دسته پیشران، وابسته، مستقل و رابط طبقهبندی شدند. درجه پرشدگی ماتریس برابر ۸۶/۴۲ درصد بود که بیانگر وجود روابط قوی و ساختاریافته میان متغیرها است. استفاده از ترکیب دلفی فازی و میکمک بهدلیل توانایی این رویکردها در مدیریت عدم قطعیت نظرات خبرگان و تحلیل پیچیدگی روابط ساختاری انتخاب شد.نتایج: نتایج غربالگری دلفی فازی نشان داد که از میان ۲۸ عامل اولیه، ۹ عامل دارای بیشترین درجه اهمیت و اجماع میان خبرگان بودند. این عوامل عبارتند از: دیجیتالیسازی زنجیره تامین، بهرهگیری از فناوریهای نسل چهارم صنعتی، توسعه ظرفیتهای داخلی، ثبات نهادی و اقتصادی، بهبود لجستیک و حملونقل، ایجاد مزیت مکانی از طریق بهبود زیرساختها، استفاده از هوش مصنوعی در بهینهسازی زنجیره ارزش، ارتقای بینبخشی زنجیرههای ارزش، و جهتدهی سرمایه به تولید.تحلیل میکمک نشان داد که مولفههای دیجیتالیسازی زنجیره تامین، ثبات نهادی و اقتصادی، بهبود لجستیک و حملونقل و فناوریهای نسل چهارم صنعتی در ناحیه عوامل پیشران قرار گرفتهاند. این عوامل دارای قدرت نفوذ بالایی بر کل سیستم بوده و میتوانند مسیر تحولات سرمایهگذاری تولیدمحور را تعیین کنند. در مقابل، مولفههایی مانند هوش مصنوعی، ارتقای بینبخشی و جهتدهی سرمایه به تولید در گروه عوامل وابسته قرار گرفتند؛ به این معنا که این متغیرها بیش از آنکه آغازگر تغییر باشند، تحت تاثیر کیفیت عملکرد سایر عوامل قرار دارند.از نظر اثرات مستقیم، دیجیتالیسازی زنجیره تامین دارای بیشترین میزان اثرگذاری مستقیم بود. در تحلیل اثرات غیرمستقیم، توسعه ظرفیتهای داخلی دارای بیشترین مجموع اثرگذاری و اثرپذیری بود که بیانگر نقش محوری این عامل در پایداری ساختار جذب سرمایهگذاری است. درجه پرشدگی ماتریس ۸۶/۴۲ درصد نشاندهنده سیستمی پویا و درهمتنیده است که تغییر در برخی متغیرهای کلیدی میتواند پیامدهای گستردهای بر کل ساختار اقتصادی داشته باشد.بحث و نتیجهگیری: نتایج تحلیل ساختاری میکمک نشان داد که دیجیتالیسازی زنجیره تامین، بهبود لجستیک و حملونقل، فناوریهای نسل چهارم صنعتی و ثبات نهادی و اقتصادی مهمترین عوامل پیشران در نظام جذب سرمایهگذاری تولیدمحور محسوب میشوند. این یافته بیانگر آن است که موفقیت در جذب سرمایهگذاری بیش از آنکه صرفا به حجم منابع مالی وابسته باشد، متاثر از کیفیت زیرساختهای نهادی، فناورانه و زنجیرههای ارزش است. نتایج پژوهش با یافتههای لوو و خو (۲۰۱۸)، وانگ و همکاران (۲۰۱۷) و شجاعی و همکاران (۱۴۰۳) همسو است که بر نقش زیرساختهای فیزیکی و دیجیتال و فناوریهای نوین در ارتقای جایگاه کشورها در زنجیرههای ارزش تاکید کردهاند.همچنین، ثبات نهادی و اقتصادی از مهمترین عوامل اثرگذار بر جذب سرمایهگذاری است که با نتایج اندرویک (۲۰۰۵)، فتحی (۱۳۹۲) و اسماعیلیراد و همکاران(۱۳۹۹)همخوانی دارد. توسعه ظرفیتهای داخلی بهعنوان یک متغیر دووجهی، هم از عوامل پیشران تاثیر میپذیرد و هم بر سایر متغیرها اثرگذار است. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که تقویت زنجیرههای ارزش، توسعه زیرساختهای فناورانه و لجستیکی، ارتقای ثبات نهادی و سرمایهگذاری در ظرفیتهای داخلی، مهمترین الزامات جذب سرمایهگذاری تولیدمحور در اقتصاد ایران هستند.بر اساس یافتهها، توصیههای سیاستی شامل اولویتهای کوتاهمدت (تقویت ثبات نهادی و شفافسازی قوانین، بهبود سریع زیرساختهای لجستیک) و میانمدت (اجرای برنامه جامع دیجیتالیسازی زنجیره تامین، توسعه خوشههای صنعتی) پیشنهاد میشود. تحقق این الزامات میتواند ضمن افزایش بهرهوری و رقابتپذیری، زمینه تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و افزایش تابآوری اقتصادی کشور را فراهم کند.تقدیر و تشکر: نویسندگان از کلیه خبرگان و متخصصانی که با صرف وقت و ارائه نظرات ارزشمند خود در مراحل دلفی فازی و تکمیل ماتریس تاثیرات متقابل، این پژوهش را یاری نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی مینمایند.تعارض منافع: نویسندگان اعلام میدارند که هیچگونه تعارض منافعی در رابطه با پژوهش حاضر وجود ندارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
saeed farahanifard
استاد، گروه اقتصاد اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
elahe keshtkar
دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران (نویسنده مسئول)
mohammadhassan maleki
استاد، گروه مدیریت، دانشگاه قم، قم، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :