واقعیت، هنجار و دادرسی اساسی: بازاندیشی مفهوم «واقعیت اساسی» با تاملی در حقوق ایران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PHLQ-5-1_006

تاریخ نمایه سازی: 28 مهر 1405

چکیده مقاله:

قانون اساسی، مجموعه ای از هنجارهای برتر درباره سازمان قدرت، حدود صلاحیت نهادهای عمومی و تضمین حقوق بنیادین است؛ حقوق اساسی نیز دانشی است که این هنجارها، نهادهای اجرای آنها و شیوه های تفسیر و تضمین آنها را بررسی می کند. مسئله این مقاله، نقش داده های اجتماعی، علمی، تاریخی و اقتصادی در اعمال و تفسیر هنجارهای قانون اساسی است. تصمیم گیری درباره آزادی، برابری، امنیت، سلامت عمومی، مالکیت، حریم خصوصی، وضعیت اضطراری یا بار مالی قوانین غالبا بر ادعاهایی درباره خطر، ضرورت، آثار اجتماعی یا امکان اجرای تصمیم استوار است. پرسش اصلی آن است که این ادعاها تحت چه شرایطی در تعیین دامنه حق، حدود صلاحیت یا اعتبار قانون اثر حقوقی می یابند؟ پژوهش با روش تحلیل مفهومی، بازسازی تاریخی و مطالعه تطبیقی، ابتدا تمایز دیویس میان واقعیت دعوامحور و واقعیت تقنینی و سپس شکل گیری دکترین بازبینی واقعیت اساسی در حقوق آمریکا را بررسی می کند؛ آن گاه معادل های کارکردی این مسئله در نظام های حقوق نوشته به ویژه از طریق اصل تناسب، ارزیابی آثار قانون و کنترل مبانی واقعی تصمیم عمومی تحلیل می شود و درنهایت، جایگاه آن در حقوق اساسی ایران مورد توجه قرار می گیرد. یافته پژوهش آن است که واقعیت اساسی را نباید سومین قسم مستقل و هم عرض دو قسم مطرح شده از سوی دیویس دانست. «اساسی» وصفی کارکردی است که یک گزاره ناظر به واقعیت هنگامی به دست می آورد که پذیرش یا رد آن تاثیر مستقیمی در تعیین دامنه حق بنیادین، احراز حدود صلاحیت یا اعتبار قانون داشته باشد. این کارکرد به کامن لا اختصاص ندارد؛ هرچند مجاری ورود و شیوه ارزیابی واقعیت در نظام های حقوق نوشته متفاوت است. در حقوق ایران نیز متن قانون اساسی و تفاسیر رسمی موضوع اصل ۹۸ منابع هنجاری اند؛ اما اجرای اصولی مانند اصول ۷۵ و ۷۹ و اصول مربوط به حقوق ملت بدون ارزیابی برخی امور واقعی ممکن نیست. بنابراین واقعیت در اعمال هنجار قانون اساسی، نقشی موضوعی و توجیهی دارد، بی آنکه خود منبع مستقلی برای ایجاد هنجار باشد. اتکای حقوقی به داده زمانی موجه است که ادعای موثر بر نتیجه مشخص و قابل ارزیابی باشد، مبنای آن آشکار شود و امکان نقد آن وجود داشته باشد. این الگو می تواند میان متن گرایی مضیق و واگذاری تصمیم حقوقی به ملاحظات صرفا سیاسی یا کارشناسی تعادل برقرار کند.

نویسندگان

مهدی مرادی برلیان

استادیار گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • بیات مختاری، وحید؛ جلالی، محمد؛ طاهری، محسن (۱۴۰۵). «کاربست اصل ...
  • رضایی، مهدی؛ خسروی، محمدمهدی (۱۳۹۲). «معرفت شناسی ثبوتی گزاره های ...
  • زارعی، محمدحسین؛ مرادی برلیان، مهدی (۱۳۹۳). «مفهوم و جایگاه اصل ...
  • عباسی، بیژن (۱۳۸۹). «دادرسی اساسی یا نظارت بر مطابقت قوانین ...
  • مرادخانی، فردین (۱۴۰۳). «پیدایش و تحولات مفهوم قانون اساسی سیاسی». ...
  • مرادی برلیان، مهدی (۱۳۹۲). اصل تناسب در نظام حقوقی اتحادیه ...
  • واعظی، احمد (۱۴۰۱). «عینی گرایی در حقوق و تشخیص قضایی». ...
  • ‪Alexy, R. (۲۰۰۲). A theory of constitutional rights (J. Rivers, ...
  • ‪Alfange, D., Jr. (۱۹۶۶). The relevance of legislative facts in ...
  • ‪Arendt, H. (۱۹۶۸). Truth and politics. In Between past and ...
  • ‪Barak, A. (۲۰۱۲). Proportionality: Constitutional rights and their limitations (D. ...
  • ‪Biklé, H. W. (۱۹۲۴). Judicial determination of questions of fact ...
  • ‪Blocher, J., & Garrett, B. L. (۲۰۲۴). Originalism and historical ...
  • ‪Carter, A. (۲۰۲۲). Proportionality and facts in constitutional adjudication. Hart ...
  • ‪Daly, P., & Kudischeva, K. (۲۰۲۳). The rise of facts ...
  • ‪Davis, K. C. (۱۹۴۲). An approach to problems of evidence ...
  • ‪Davis, K. C. (۱۹۵۵). Judicial notice. Columbia Law Review, ۵۵(۷), ...
  • ‪Dyk, T. B. (۲۰۲۳). The role of non-adjudicative facts in ...
  • ‪Faigman, D. L. (۲۰۰۸). Constitutional fictions: A unified theory of ...
  • ‪Karst, K. L. (۱۹۶۰). Legislative facts in constitutional litigation. The ...
  • ‪Kumm, M. (۲۰۱۰). The idea of Socratic contestation and the ...
  • ‪Larsen, A. O. (۲۰۱۳). Factual precedents. University of Pennsylvania Law ...
  • ‪Larsen, A. O. (۲۰۱۴). The trouble with amicus facts. Virginia ...
  • ‪Larsen, A. O. (۲۰۱۸). Constitutional law in an age of ...
  • ‪Monaghan, H. P. (۱۹۸۵). Constitutional fact review. Columbia Law Review, ...
  • ‪Morag-Levine, N. (۲۰۱۳). Facts, formalism, and the Brandeis Brief: The ...
  • ‪Pine, R. N. (۱۹۸۸). Speculation and reality: The role of ...
  • ‪Proctor, H. N. (۲۰۲۴). Rethinking legislative facts. Notre Dame Law ...
  • ‪Redish, M. H., & Gohl, W. D. (۲۰۱۷). The wandering ...
  • ‪Rivers, J. (۲۰۰۶). Proportionality and variable intensity of review. Cambridge ...
  • ‪Spillenger, C. (۲۰۰۵). Revenge of the triple negative: A note ...
  • ‪Stone Sweet, A., & Mathews, J. (۲۰۰۸). Proportionality balancing and ...
  • ‪Strong, F. R. (۱۹۶۸). The persistent doctrine of constitutional fact. ...
  • ‪Strong, F. R. (۱۹۶۹). Dilemmic aspects of the doctrine of ...
  • ‪Tomlinson, J., & Carter, A. (Eds.). (۲۰۲۳). Facts in public ...
  • ‪Woolhandler, A. (۱۹۸۸). Rethinking the judicial reception of legislative facts. ...
  • ‪Zick, T. (۲۰۰۳). Constitutional empiricism: Quasi-neutral principles and constitutional truths. ...
  • آرا و اسناد حقوقیقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مصوب ۱۳۵۸ ...
  • شورای نگهبان. (۱۳۷۸). نظر شماره ۵۲۵۴/۲۱/۷۸ مورخ ۱۳۷۸/۶/۲۱ درباره اصل ...
  • شورای نگهبان. (۱۳۹۱). نظریه تفسیری شماره ۴۹۷۴۹/۳۰/۹۱ مورخ ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ درباره ...
  • ‪Bundesverfassungsgericht [BVerfG]. (۲۰۲۰, May ۵). Judgment of the Second Senate—۲ ...
  • ‪Bundesverfassungsgericht [BVerfG]. (۲۰۲۱, March ۲۴). Order of the First Senate—۱ ...
  • ‪Conseil constitutionnel. (۲۰۲۲, October ۲۱). Decision No. ۲۰۲۲-۱۰۱۶ QPC, Société ...
  • ‪Federal Rule of Evidence ۲۰۱: Judicial Notice of Adjudicative Facts, ...
  • ‪Lochner v. New York, ۱۹۸ U.S. ۴۵ (۱۹۰۵) ...
  • ‪Muller v. Oregon, ۲۰۸ U.S. ۴۱۲ (۱۹۰۸) ...
  • نمایش کامل مراجع