والد شدن به کمک فناوری و گسست ساحت های ژنتیکی، بیولوژیکی و اجتماعی فرزندآوری: واکاوی راهبردهای زوجین در زمینه افشای هویت ژنتیکی فرزندان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 49
فایل این مقاله در 31 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SCC-5-3_001
تاریخ نمایه سازی: 28 مهر 1405
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: کاربرد فزاینده فناوری های نوین کمک باروری، اگرچه امروزه رویای داشتن فرزند را برای بسیاری از زوجین نابارور به واقعیت مبدل نموده، اما با ایجاد گسست میان ساحت های ژنتیکی، بیولوژیکی و اجتماعی والدگری، بنیان های هویتی پیشین خانواده و خویشاوندی را بازتعریف و دگرگون کرده است. برای زوجینی که با کمک این فناوری ها صاحب فرزند می شوند، یکی از چالش های پیش رو، تصمیم گیری میان "افشای هویت بیولوژیک" یا "پنهان سازی واقعیت" از فرزند و همچنین چگونگی مدیریت رابطه با شخص ثالث (اهداءکننده / مادرجانشین) است. هدف پژوهش حاضر، واکاوی الگوها و فرآیندهای این تصمیم گیری است. روش و داده ها: این پژوهش به روش کیفی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۳۰ فرد نابارور (شامل ۲۵ زن و ۵ مرد) که تجربه فرزندآوری با فناوری های کمک باروری را داشته اند، جمع آوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری و تحلیل داده ها به صورت همزمان انجام شد یافته ها: برپایه یافته ها، مشارکت کنندگان، سه الگوی متمایز را در تصمیم گیری دنبال می کنند: ۱) الگوی عدم افشا: با هدف محافظت از کودک در برابر انگ اجتماعی و آسیب های روانی. برای این گروه، والدگری زیستی-عاطفی بر پیوند ژنتیکی و همچنین حفظ انسجام و آرامش خانواده اولویت دارد. ۲) الگوی تردید: این گروه با تعارض درونی مواجه اند: از یک سو، به حق کودک برای دانستن حقیقت آگاه اند و از سوی دیگر، از عواقب ناگوار افشا هراس دارند. ۳) الگوی تمایل به افشا: عمدتا در شرایط اجتناب ناپذیر مانند زمانی که اطرافیان از موضوع آگاه هستند، والدین سن بالایی دارند، یا مادر جایگزین/اهداکننده فردی آشناست؛ این گروه با تاکید بر صداقت و اعتمادسازی، افشا را یک مسئولیت آگاهانه برای پیشگیری از طرد یا انگ احتمالی می دانند. یافته مهم دیگر، تصمیم قاطع برای اجتناب و قطع کامل ارتباط با اهداکننده یا مادر جایگزین بودکه با دو هدف تحکیم دلبستگی کودک به خانواده اصلی و حذف تهدیدات بیرونی و محافظت از حریم خانواده توجیه می شد. بحث و نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که یک منطق مشترک و بنیادین در پس هر سه الگوی تصمیم گیری وجود دارد: "صیانت از خانواده". این منطق محوری، خود را در قالب کنش های رفتاری متفاوتی بروز می دهد؛ از پنهان کاری و تردید احتیاط آمیز گرفته تا افشای برنامه ریزی شده و قطع ارتباط با اشخاص ثالث. در واقع، تمام این راهبردها، تجلی اشکال گوناگونی از یک تلاش واحد برای مراقبت و حفاظت از خانواده هستند. پیام اصلی: تصمیم زوج های ایرانی در خصوص افشا یا کتمان هویت بیولوژیک فرزند، را باید فراتر از یک ترجیح شخصی، به مثابه یک کنش اجتماعی راهبردی نگریست که مستقیما با هویت فرزند، مراقبت از کیان خانواده و هنجارهای فرهنگی گره خورده است. سهم روزافزون زوج هایی که با استفاده از فناوری های نوین کمک باروری قادرند صاحب فرزند شوند، نیاز مبرم به خدمات مشاوره تخصصی و حرفه ای را برجسته می کند تا به این خانواده ها کمک شود با پیچیدگی ها و پیامدهای بلندمدت تصمیم خود سازگار شوند و بهترین مسیر را برای حفظ سلامت روانی کودک و مراقبت از خانواده بیابند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عباس عسکری ندوشن
دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
حجیه بی بی رازقی نصرآباد
دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
علی روحانی
دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
زهرا قانع مخلصونی
دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
راضیه دهقانی فیروزآبادی
مرکز تحقیقات و درمان ناباروری، پژوهشکده علوم تولیدمثل یزد، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، یزد ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :