مصرف رسانه جوانان شهر تهران و رابطه آن با مشارکت سیاسی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JBPD-2-2_005

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

هدف: مشارکت سیاسی یک امر آگاهانه است؛ یعنی نیاز به اطلاعات و شناخت دارد، و دیگر اینکه مبتنی بر جامعه پذیری است. مشارکت افراد در امور سیاسی به عنوان یک رفتار، در قدم اول نیازمند کسب اطلاع، ایجاد شناخت و یادگیری در خصوص اهمیت و چگونگی آن است؛ ولی هر کسی که شناخت اولیه ای درباره مشارکت سیاسی کسب کرد، ضرورتا دست به این کار نخواهد زد؛ چراکه زنجیره بروز رفتاری ویژه، مانند مشارکت سیاسی، اساسا نیاز به در نظر گرفتن مهارت ها و منابع در دسترس فرد دارد مروری بر میزان مشارکت مردم در برخی از عرصه های سیاسی، گویای آن است که موضوع مشارکت سیاسی امروزه به عنوان یک مسئله جدی برای نظام جمهوری اسلامی مطرح است. برای مثال، نتایج دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در مرحله اول، از نظر مشارکت مردم، یکی از کم رونق ترین دوره های انتخابات در تاریخ جمهوری اسلامی بوده است؛ به نحوی که تنها حدود ۴۰ درصد واجدین شرایط در این انتخابات شرکت کرده بودند. البته این کاهش مشارکت می تواند متاثر از عوامل دیگری مانند مشکلات اقتصادی، شکاف های نسلی و... نیز باشد؛ اما در این میان نمی توان نقش رسانه های وابسته به جبهه مخالف را نادیده گرفت. با توجه به درصد بالای جوانان در جمعیت کشور و شهر تهران، و اهمیت آنان در ساختارهای اجتماعی و سیاسی، بررسی دیدگاه ها و گرایش های سیاسی آن ها بسیار ضروری است؛ زیرا تصمیم گیری های آنان می تواند تاثیرات گسترده ای بر آینده سیاسی کشور داشته باشد. ازاین رو، در جریان این تحقیق بر آن شده با بررسی مشارکت افراد در امور سیاسی، به رابطه آن با استفاده از رسانه های مختلف اعم از داخلی و خارجی پرداخته شود.بنابراین، پرسش های اصلی تحقیق را می توان عبارت از آن دانست که:چه رابطه ای بین مصرف رسانه ای و  مشارکت سیاسی جوانان شهر تهران وجود دارد؟میزان مصرف رسانه جوانان شهر تهران به چه میزان است؟ میزان مشارکت سیاسی جوانان شهر تهران در چه سطحی است؟         روش:  این تحقیق از نظر رویکرد در زمره مطالعات توصیفی (همبستگی)، از لحاظ روش گردآوری در زمره تحقیقات پیمایشی، از نظر هدف در ردیف تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش سنجش و تحلیل جز تحقیقات کمی قرار دارد. برای انجام تحقیق، ابتدا با استفاده از مبانی نظری و نتایج مطالعات پیشین، نسبت به ارائه فرضیه اقدام شد. پس از آن با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسش نامه، نسبت به گردآوری داده ها مبادرت شده و سپس، داده های موجود با استفاده از روش‎های آماری، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. جامعه آماری این تحقیق عبارت از کلیه جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال شهر تهران است که در مناطق ۲۲ گانه این شهر سکونت دارند. جمعیت این افراد طبق سرشماری سال۱۳۹۵ مرکز آمار ایران و با در نظر گرفتن رشد سالیانه تا سال ۱۴۰۲، حدود ۳۵۹۲۵۳۵  نفر است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است. براین اساس تعداد افراد نمونه ۳۸۴ نفر محاسبه گردید. برای انجام نمونه گیری از روش غیراحتمالی سهمیه ای استفاده شد به این منظور  ابتدا شهر تهران با توجه به تقسیمات شهرداری به پنج پهنه اصلی: شمال(مناطق ۱،۳ و۴)، شرق (مناطق ۸،۱۳،۱۴،۱۵ و۱۶)، جنوب (مناطق ۱۷،۱۸،۱۹ و۲۰)، غرب (مناطق ۲،۵،۹،۲۱ و۲۲) و مرکز(مناطق ۶،۷،۱۰،۱۱ و۱۲) تقسیم شد. سپس جامعه بر حسب سه متغیر جنس، گروه سنی و پهنه محل سکونت به ۶۰ واحد فرعی تقسیم و حجم نمونه هر یک با استفاده از ضرب نسبت نمونه در تعداد آن واحد، محاسبه شد.تجزیه وتحلیل داده ها در این پژوهش به روش آماری و با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۶ صورت گرفته است. بدین منظور پس از استخراج و کدگذاری داده ها، عملیات آماری در دو بخش انجام شده است: در بخش اول با استفاده از جدول های توزیع فراوانی، شاخص میانگین و ضریب کشیدگی و چولگی به توصیف یافته ها مبادرت شد. در بخش دوم باتوجه به نرمال بودن و سطح اندازه گیری داده ها، با استفاده از آزمون های پارامتریک نظیر ضریب همبستگی پیرسون و آزمونF، به بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته پرداخته شد.یافته ‎ها: مشارکت افراد در امور سیاسی می تواند متاثر از عوامل گوناگونی باشد که هر یک به نوبه خود بر میزان آن اثرگذار است. از جمله این عوامل می توان به نقش رسانه ها اشاره کرد که با تاثیر بر مخاطبین خود می توانند تعیین کننده نگرش ها و رفتارهای آنان باشند. ازاین رو، در جریان پژوهش حاضر بر آن شده تا بدوا به بررسی رابطه بین مجموع مصرف رسانه ای (اعم از داخلی و خارجی) و مشارکت سیاسی پرداخته شود.نتایج تحقیق در این باره گویای آن بود که برخلاف انتظار، رابطه همبستگی بین این دو متغیر ملاحظه نشد. به تعبیر دیگر، صرف مدت زمان استفاده از رسانه های مختلف نمی تواند تاثیری در مشارکت سیاسی افراد داشته باشد. حال آنکه در این تحقیق، وجود این رابطه مورد تایید قرار نگرفت. از سوی دیگر، این یافته با آنچه درباره نظریه دانیل لرنر آورده شد، همخوانی نداشت. بر اساس این نظریه، افزایش مصرف رسانه ای منجر به افزایش آگاهی و در نتیجه مشارکت سیاسی می شود. حال آنکه این پژوهش نشان داد که وجود این رابطه مورد تایید قرار نگرفت. این نکته که حاکی از پیچیدگی فرایند تاثیر رسانه ها بر رفتارهای سیاسی افراد است، موید آن است که لزوما نمی توان هر نوع مصرف رسانه ای را به افزایش مشارکت سیاسی مرتبط دانست.در پی حصول نتیجه یادشده، رسانه های مورد مطالعه بر حسب وابستگی به ساختار سیاسی به دو دسته رسانه های داخلی و خارجی تقسیم شد و متعاقب آن، رابطه همبستگی بین استفاده از هر یک از دو دسته رسانه مذکور با مشارکت سیاسی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون روابط یادشده گویای آن است که بین میزان استفاده از مجموع رسانه های داخلی با مشارکت سیاسی، رابطه همبستگی مستقیم وجود دارد. حال آنکه این رابطه در مورد استفاده از مجموع رسانه های خارجی با مشارکت سیاسی، از نوع همبستگی معکوس است. بر این پایه می توان دریافت که آنچه در میزان مشارکت سیاسی افراد اثرگذار است، نه صرف میزان استفاده، بلکه نوع رسانه ها از نظر وابستگی به ساختارهای سیاسی و به تبع آن، محتوای منتشره از سوی آن هاست.نتیجه: هرچند بین مجموع مصرف رسانه ای و مشارکت سیاسی رابطه همبستگی وجود ندارد ولی این رابطه به طور جداگانه در مورد استفاده از رسانه های داخلی و خارجی با مشارکت سیاسی ملاحضه می شود به نحوی که استفاده از رسانه های داخلی با مشارکت سیاسی دارای همبستگی مستقیم و استفاده از رسانه های خارجی با مشارکت سیاسی دارای همبستگی معکوس است. بر این پایه می توان نتیجه گرفت آنچه بر میزان مشارکت سیاسی افراد اثرگذار است وابستگی رسانه به ساختار سیاسی و به تبع آن محتوای ارائه شده از سوی رسانه های مختلف است. و صرف مدت زمان استفاده از رسانه ها نمی تواند عاملی تعیین کننده دراین باره محسوب شود.

نویسندگان

آرش علمداری

کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، گروه مدیریت فرهنگی و رسانه، دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه سوره، تهران، ایران.

مجید رضائیان

استادیار، گروه مدیریت فرهنگی و رسانه، دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه سوره، تهران، ایران.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • ReferencesAarts, K. & Semetko, H. A. (۲۰۰۳), "The Divided Electorate: ...
  • Akinola O. A., Omar B., Mustapha L. K. (۲۰۲۲). Corruption ...
  • Bandura, A. (۱۹۹۳). Social Learning Theory (F. Maher, Trans.). Rahgosha. (In Persian)Birou, ...
  • Fathi, Shakeri-Nejad, & Bagheri. (۲۰۲۲). A study titled “The Relationship ...
  • Hormoz, M. (۲۰۰۰). An Introduction to Theories and Concepts of Mass ...
  • Khosh-Far, & Jondaghi-Mir-Mahalleh. (۲۰۱۶). Media Consumption and Political Participation: A Case ...
  • McQuail, D. (۲۰۰۳). Audience Analysis (M. Montazer-Qaem, Trans.). Tehran: Center for Media ...
  • Yonghwan Kim،Hsuan-Ting Chen(۲۰۱۶)،Social media and online political participation: The mediating role of ...
  • نمایش کامل مراجع