دگردیسی حمام از فضای جمعی به خلوت خصوصی: تحلیل پیامدهای هویت زدایی شهری بر بحران آب در تهران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JBPD-2-2_006

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

هدف: پژوهش حاضر بر آن است تا با فرارفتن از رویکردهای غالب فنی-مدیریتی، پدیده استحمام را به مثابه کنشی فرهنگی-فضایی تحلیل نماید که عمیقا با زیست سیاست فضای شهری در پیوند است. مسئله اصلی این تحقیق، واکاوی این دگردیسی معنایی و کارکردی است؛ اینکه چگونه فرایند هویت زدایی از فضاهای شهری و فروپاشی نظام محله ای، حمام را از یک فضای جمعی تاریخی به آخرین پناهگاه برای بازتولید خلوت خصوصی بدل کرده است. بر این اساس، سوال کلیدی تحقیق چنین طرح می شود: دگردیسی فضای شهری و تجربه پس راندگی فضایی از محیط بیرون، چگونه بر تجربه شهروندان از استحمام و بازتعریف کارکردهای حمام اثر گذاشته و به تبع آن، به تشدید بحران آب در کلان شهر تهران دامن زده است؟ پاسخ به این پرسش مستلزم تحلیل دیالکتیک فضای اندرونی خانه و جهان بیرونی است. در واقع، این نوشتار با تمرکز بر تقابل میان خانه و شهر، نشان خواهد داد که چگونه برجسته شدن دوگانه اندرونی/بیرونی و میل به پا لایش نمادین از آلودگی های فضای عمومی، به شکلی ناخواسته به افزایش مصرف آب در حریم حمام منجر گردیده است.روش: برای انجام این پژوهش، از نظریه زمینه ای ساخت گرا (چارمز، ۲۰۱۴) استفاده گردید تا شرکت کنندگان به بازسازی و تفسیر تجارب زیسته شان در ارتباط با موضوع پژوهش ترغیب شوند. نظریه زمینه ساخت گرا، بر هم ساختگی دانش میان پژوهشگر و مشارکت کنندگان تاکید داشته و نقش پژوهشگر را در شکل دهی به فرایند پژوهش به رسمیت می شناسد و به بازاندیشی و پذیرش ذهنیت هر دو سوی پژوهش تشویق می کند. بنابراین، هرچند نظریه زمینه ای عمدتا بر داده های کیفی همچون مصاحبه ها، مشاهدات و یادداشت های میدانی متمرکز است، می توان آن را برای تحلیل اسنادی از جمله اسناد تاریخی نیز تطبیق داد و ما از این رویکرد برای انجام پژوهش خود استفاده کرده ایم. برای انجام این پژوهش، ۱۵ مصاحبه عمیق صورت گرفته است. مطابق توصیه چارمز (۲۰۱۴: ۵۸) که شرکت کنندگان باید بر اساس «ارتباط آن ها با مقوله های در حال ظهور» انتخاب شوند، از نمونه گیری هدفمند با معیارهایی همچون وضعیت اشتغال، سن، جنسیت، طبقه اقتصادی-اجتماعی و محل سکونت استفاده شد. برای تضمین تنوع و غنای داده ها، از نمونه گیری گلوله برفی نیز بهره گرفته شد. فرایند مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافتیافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که استحمام در تهران معاصر را نمی توان صرفا ذیل مقوله بهداشت فردی یا عادت روزمره فهم کرد. حمام در تجربه زیسته شهروندان، به فضایی برای بازسازی مرزهای شخصی، ترمیم احساس امنیت و فاصله گیری از آشفتگی فضای شهری بدل شده است. در این معنا، افزایش تمایل به حمام را باید در پیوند با دگرگونی تجربه شهری و تضعیف فضاهای میانجی در زندگی روزمره تحلیل کرد؛ فضاهایی مانند کوچه، حیاط، محله و روابط همسایگی که در گذشته امکان شکل گیری احساس تعلق، آشنایی و اعتماد را فراهم می کردند. تحلیل یافته ها در پرتو دیدگاه مری داگلاس نشان می دهد که آلودگی در تجربه مشارکت کنندگان، صرفا مفهومی پزشکی یا زیستی نیست، بلکه کیفیت نمادینی دارد. همان گونه که داگلاس نشان می دهد، مرزهای بدن بازتابی از مرزهای اجتماعی و فرهنگی اند و احساس آلودگی، اغلب بیانگر احساس تهدید نسبت به نظم اجتماعی است. در تجربه شهروندان تهرانی نیز شهر به فضایی بیگانه، فرسوده و پس زننده تبدیل شده که تماس مداوم با آن، نوعی احساس آلودگی نمادین ایجاد می کند. از این رو، استحمام را می توان تلاشی برای بازتنظیم مرز میان «خود» و «دیگری» و زدودن اثرات نمادین امر بیرونی از بدن دانست. تاکید مشارکت کنندگان بر خلوت، سکوت، برهنگی و احساس آرامش در حمام نیز نشان می دهد که حمام بیش از آنکه مکانی صرفا خدماتی باشد، به قلمرویی برای بازسازی حریم شخصی بدل شده است.نتیجه: گرایش فزاینده به استحمام در تهران معاصر را نمی توان صرفا با ارجاع به ضرورت های بهداشتی یا الگوهای مصرف توضیح داد. حمام در تجربه زیسته شهروندان، به فضایی برای بازسازی مرزهای شخصی، ترمیم احساس امنیت و فاصله گیری از آشفتگی و بیگانگی فضای شهری بدل شده است. در شرایطی که فضاهای میانجی زندگی شهری تضعیف شده و تجربه روزمره با احساس ناپایداری، ازدحام و آلودگی نمادین همراه است، بدن و روتین های مرتبط با آن به یکی از آخرین قلمروهای قابل کنترل برای فرد تبدیل می شوند. در این معنا، استحمام صرفا کنشی بهداشتی نیست، بلکه تلاشی برای بازتنظیم رابطه فرد با جهان پیرامون و بازسازی نوعی نظم شخصی در برابر تجربه شهری پس زننده است. در پایان پیشنهاد می شود نسبت میان الگوهای مصرف آب و تجربه ناامنی اجتماعی در دوره های بحرانی، مانند جنگ، ناآرامی های اجتماعی یا اختلالات گسترده شهری، در مقیاس کلان مورد بررسی قرار گیرد.

نویسندگان

رسول محسن زاده

دکتری انسان شناسی، گروه انسان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

محمد اسکندری نسب

دانشجوی دکتری جامعه شناسی توسعه اجتماعی، گروه توسعه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

لیلا فاتحی

کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی، گروه مدکاری اجتماعی، دانشکده سلامت اجتماعی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • ReferencesAbdolghafourian, A., Tajrishy, M., & Abrishamchi, A. (۲۰۱۲). Urban water ...
  • Davidson, M. (۲۰۰۸). Spoiled Mixture: Where Does State-led 'Positive' Gentrification ...
  • Habibi, S. M. (۲۰۱۲). From Shahr to city: A historical analysis ...
  • Ravanshadnia, M., Ghanbari, M., & Fardani, M. H. (۲۰۱۵). Planning ...
  • نمایش کامل مراجع