تحلیل تبارشناسانه پیوند قدرت، ایدئولوژی و تربیت در سیاست های آموزشی ایران با رویکرد فلسفه انتقادی تعلیم و تربیت
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 65
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPESS03_084
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با عنوان «تحلیل تبارشناسانه پیوند قدرت، ایدئولوژی و تربیت در سیاست های آموزشی ایران با رویکرد فلسفه انتقادی تعلیم و تربیت» به بررسی چگونگی شکل گیری، تثبیت و بازتولید روابط قدرت و ایدئولوژی در سیاست های آموزشی ایران می پردازد. مسئله اصلی پژوهش این است که نظام آموزشی تا چه اندازه و از چه سازوکارهایی برای بازتولید گفتمان های ایدئولوژیک و شکل دهی به سوژه تربیتی مطلوب استفاده می کند و این فرایند چه پیامدهایی برای فهم فلسفی تربیت دارد.هدف اصلی پژوهش، واکاوی انتقادی و تبارشناسانه سیاست های آموزشی ایران از منظر نسبت میان قدرت، ایدئولوژی و تربیت است. اهداف فرعی شامل شناسایی لایه های تاریخی شکل گیری گفتمان های آموزشی، تحلیل نقش نهاد آموزش در بازتولید نظم اجتماعی، و تبیین چگونگی بازنمایی ایدئولوژی در اسناد و برنامه های درسی است.روش پژوهش، تبارشناسی انتقادی با الهام از اندیشه های میشل فوکو و رویکردهای فلسفه انتقادی تعلیم و تربیت است. در این روش، سیاست های آموزشی نه به عنوان مجموعه ای از قوانین خنثی، بلکه به عنوان شبکه ای از گفتمان ها و مناسبات قدرت مورد تحلیل قرار می گیرند. داده های پژوهش شامل اسناد بالادستی آموزش و پرورش، برنامه های درسی رسمی و متون آموزشی است که با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی مورد بررسی قرار می گیرند.یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست های آموزشی در ایران واجد لایه های عمیق ایدئولوژیک هستند که در قالب تعریف انسان مطلوب، اهداف تربیتی و محتوای درسی بازتولید می شوند. این ایدئولوژی ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ساختار برنامه درسی و روابط آموزشی حضور دارند و به شکل گیری نوع خاصی از سوژه تربیتی منجر می شوند که با ارزش ها و هنجارهای رسمی همسو است. همچنین مشخص شد که سازوکارهای قدرت در آموزش نه صرفا سرکوب گر، بلکه مولد معنا و هویت هستند.نتایج پژوهش بیانگر آن است که نظام آموزشی ایران را نمی توان صرفا یک نهاد انتقال دانش دانست، بلکه باید آن را به عنوان یک میدان پیچیده قدرت–دانش تحلیل کرد که در آن ایدئولوژی نقش محوری در جهت دهی به فرایند تربیت ایفا می کند. بر این اساس، فهم انتقادی از آموزش مستلزم بازاندیشی در مفروضات بنیادین سیاست های آموزشی و توجه به ابعاد پنهان قدرت در فرآیند تربیت است.
نویسندگان
معصومه السادات سعیدی
رتبه دانشگاهی استادیار و عضو هیات علمی وابسته دانشگاه آزاد اراک
الهه میرزایی صادقلو
(نویسنده مسئول )دانشجو دکتری فلسفه تعلیم تربیت