تحلیل انتقادی مفهوم یادگیری در عصر هوش مصنوعی: بازاندیشی تمایز میان یادگیری انسانی و یادگیری ماشین و دلالت های آن برای فلسفه تعلیم و تربیت

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 66

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPESS03_081

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

ظهور هوش مصنوعی، به ویژه یادگیری ماشین و مدل های زبانی بزرگ، موجب دگرگونی در تلقی رایج از مفهوم «یادگیری» شده است؛ به گونه ای که در بسیاری از گفتمان های علمی و آموزشی، یادگیری انسانی و یادگیری ماشین به صورت مترادف یا دست کم هم ارز تلقی می شوند. این همسان انگاری، ضمن نادیده گرفتن تفاوت های بنیادین معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی، می تواند به تقلیل مفهوم یادگیری در تعلیم و تربیت به فرایندهایی صرفا محاسباتی و داده محور بینجامد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی مفهوم یادگیری در عصر هوش مصنوعی، به بازاندیشی تمایز میان یادگیری انسانی و یادگیری ماشین و تبیین دلالت های آن برای فلسفه تعلیم و تربیت می پردازد. این پژوهش از نوع کیفی و با روش تحلیل مفهومی و استنتاج فلسفی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه و تحلیل منابع معتبر در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت، فلسفه ذهن، معرفت شناسی، علوم شناختی و ادبیات هوش مصنوعی گردآوری و به شیوه تحلیل تطبیقی و انتقادی بررسی شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که یادگیری انسانی فرایندی آگاهانه، معناساز، مبتنی بر تجربه زیسته، قصد، تامل، قضاوت اخلاقی و تحول هویت فردی است؛ در حالی که یادگیری ماشین، اگرچه در شناسایی الگوها، بهینه سازی و پیش بینی عملکردی چشمگیر دارد، فاقد آگاهی، فهم، قصد، تجربه زیسته، ارزش گذاری و خودفهمی است و از این رو، نمی توان آن را هم سنخ یادگیری انسانی دانست. همچنین، نتایج بیانگر آن است که رواج نگرش فناورانه به یادگیری، در صورت فقدان چارچوب های فلسفی، ممکن است به غلبه رویکردهای ابزارگرایانه و تضعیف ابعاد انسانی، اخلاقی و وجودی تعلیم و تربیت منجر شود. بر این اساس، پژوهش حاضر چارچوبی انسان محور برای بازتعریف مفهوم یادگیری در عصر هوش مصنوعی پیشنهاد می کند که در آن، هوش مصنوعی نه به عنوان جایگزین یادگیرنده، بلکه به مثابه ابزاری در خدمت رشد فهم، تفکر انتقادی، خودآگاهی، مسئولیت پذیری و شکوفایی انسانی تلقی می شود. این چارچوب می تواند مبنایی نظری برای بازسازی اهداف، اصول و سیاست های تعلیم و تربیت در عصر هوش مصنوعی فراهم آورد‎.‎

نویسندگان

مبینا سیفی

دانشجو دکتری فلسفه تعلیم تربیت