تحلیل انتقادی مفهوم عاملیت یادگیرنده در تعامل با هوش مصنوعی مولد: دلالت هایی برای بازسازی فلسفه تعلیم و تربیت

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 64

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPESS03_080

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

ظهور هوش مصنوعی مولد، با ایجاد تحول در شیوه های تولید، پردازش و دسترسی به دانش، یکی از مهم ترین چالش های فلسفه تعلیم و تربیت معاصر را در بازاندیشی مفهوم «عاملیت یادگیرنده» پدید آورده است. در حالی که این فناوری از یک سو ظرفیت ارتقای یادگیری شخصی سازی شده، تقویت خلاقیت و تسهیل حل مسئله را فراهم می آورد، از سوی دیگر، وابستگی شناختی، تضعیف استقلال فکری، کاهش قوه داوری و انتقال بخشی از فرآیندهای شناختی به سامانه های هوشمند را به همراه دارد. از این رو، پرسش اساسی پژوهش حاضر آن است که تعامل یادگیرنده با هوش مصنوعی مولد چه تاثیری بر مفهوم عاملیت یادگیرنده دارد و این تحول چه دلالت هایی برای بازسازی فلسفه تعلیم و تربیت در عصر هوش مصنوعی به همراه خواهد داشتپژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مفهومی انتقادی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه اسناد، آثار فلسفی و منابع علمی معتبر در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت، فلسفه فناوری و پژوهش های مرتبط با هوش مصنوعی مولد گردآوری و با بهره گیری از تحلیل مضمون و استدلال فلسفی مورد بررسی قرار گرفته اند. چارچوب نظری پژوهش بر تلفیقی از دیدگاه های جان دیویی، پائولو فریره، هانا آرنت و رویکردهای معاصر در حوزه عاملیت انسانی و اخلاق هوش مصنوعی استوار است‎.‎یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی مولد، مفهوم سنتی عاملیت یادگیرنده را که بر استقلال، خودآیینی، تامل انتقادی و مسئولیت پذیری استوار بود، با چالش های بنیادین مواجه ساخته است. در مقابل، الگوی نوینی از عاملیت در حال شکل گیری است که بر تعامل هوشمندانه، داوری انتقادی، توانایی ارزیابی خروجی های هوش مصنوعی، مسئولیت اخلاقی و مدیریت آگاهانه فرایند یادگیری تاکید دارد. بر این اساس، عاملیت یادگیرنده دیگر صرفا به توانایی تولید مستقل دانش محدود نیست، بلکه به ظرفیت هدایت، نقد، تفسیر و بهره گیری مسئولانه از قابلیت های هوش مصنوعی وابسته می شود‎.‎نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که فلسفه تعلیم و تربیت برای پاسخگویی به اقتضائات عصر هوش مصنوعی مولد، نیازمند بازسازی مبانی انسان شناختی، معرفت شناختی و اخلاقی خود است. در این چارچوب، تربیت باید بر پرورش یادگیرنده ای خودآیین، نقاد، مسئول و برخوردار از عاملیت تاملی متمرکز شود؛ یادگیرنده ای که ضمن بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی، استقلال فکری، قدرت قضاوت و مسئولیت اخلاقی خود را حفظ کند و از وابستگی شناختی به سامانه های هوشمند پرهیز نماید‎.‎

نویسندگان

مهدی نوروزی

مدرس و مشاور دانشگاه

مبینا سیفی

دانشجو دکتری فلسفه تعلیم تربیت