نقد و ارزیابی نظریه یادگیری انسان گرایانه کارل راجرز در پرتو نظریه های نوین یادگیری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 102

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPESS03_078

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

نظریه یادگیری انسان گرایانه کارل راجرز از تاثیرگذارترین رویکردهای یادگیری در قرن بیستم به شمار می رود که با تاکید بر یادگیرنده، تجربه زیسته، خودشکوفایی، آزادی، خودراهبری و نقش تسهیل گر معلم، تحول مهمی در نگرش به فرایند یاددهی–یادگیری ایجاد کرد. با این حال، تحولات شتابان در حوزه علوم یادگیری، روان شناسی شناختی، سازنده گرایی، یادگیری خودتنظیم، یادگیری اجتماعی و یادگیری مبتنی بر فناوری، ضرورت بازنگری انتقادی در ظرفیت ها و محدودیت های این نظریه را آشکار ساخته است. پژوهش حاضر با هدف نقد و ارزیابی نظریه یادگیری انسان گرایانه کارل راجرز در پرتو نظریه های نوین یادگیری انجام شده است. این پژوهش از نوع مطالعات نظری و با روش تحلیل فلسفی–انتقادی و مرور اسنادی صورت گرفته است. داده ها از طریق بررسی آثار اصلی راجرز و منابع معتبر داخلی و خارجی مرتبط با نظریه های معاصر یادگیری گردآوری و با بهره گیری از تحلیل مفهومی و تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته های پژوهش نشان می دهد که اندیشه راجرز همچنان در زمینه هایی همچون اصالت بخشی به یادگیرنده، توجه به ابعاد عاطفی و انگیزشی یادگیری، تقویت یادگیری معنادار، ایجاد محیط های یادگیری مشارکتی و ارتقای استقلال فراگیران از ظرفیت نظری و کاربردی قابل توجهی برخوردار است. با این حال، این نظریه در تبیین نقش فرایندهای شناختی پیچیده، سازوکارهای پردازش اطلاعات، تعاملات اجتماعی در ساخت دانش، تاثیر عوامل فرهنگی و نهادی، و نیز نقش فناوری های نوین آموزشی با محدودیت هایی مواجه است. همچنین، تاکید گسترده بر آزادی یادگیرنده و تجربه فردی، در برخی موقعیت های آموزشی ممکن است به کاهش انسجام برنامه درسی، دشواری ارزشیابی یادگیری و کم رنگ شدن نقش هدایت آموزشی بینجامد. مقایسه این نظریه با رویکردهای نوین نشان می دهد که تلفیق اصول انسان گرایی راجرز با دستاوردهای سازنده گرایی، یادگیری خودتنظیم، نظریه شناختی–اجتماعی و یادگیری دیجیتال می تواند چارچوبی جامع تر برای پاسخگویی به نیازهای آموزش معاصر فراهم آورد. در نتیجه، نظریه راجرز نه به عنوان الگویی کامل، بلکه به منزله یکی از ارکان بنیادین رویکردهای یادگیرنده محور، همچنان از جایگاه ارزشمندی در مبانی نظری یادگیری برخوردار است؛ مشروط بر آنکه با تحولات معرفتی و فناوری های نوین آموزشی بازخوانی و بازتفسیر شود.

کلیدواژه ها:

کارل راجرز ، نظریه یادگیری انسان گرایانه ، نظریه های نوین یادگیری ، یادگیری یادگیرنده محور ، تحلیل انتقادی ، مبانی نظری یادگیری.

نویسندگان

مژگان محمدی نائینی

استادیار، گروه علمی مطالعات تربیتی و برنامه ریزی درسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران ،نویسنده مسئول

مبینا سیفی

دانشجو دکتری فلسفه تعلیم تربیت