طراحی و تبیین الگوی حکمرانی آموزشی مبتنی بر یادگیری مادام العمر در نظام آموزش و پرورش ایران
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 98
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPESS03_074
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
حکمرانی آموزشی به عنوان یکی از مولفه های اساسی تحول نظام های آموزشی، نقش تعیین کننده ای در ارتقای کیفیت، عدالت، کارآمدی و پایداری آموزش ایفا می کند. در دهه های اخیر، گسترش فناوری های نوین، تحولات اجتماعی و اقتصادی، تغییر ماهیت دانش و ضرورت توسعه سرمایه انسانی، موجب شده است که رویکرد یادگیری مادام العمر به یکی از مهم ترین راهبردهای سیاست گذاری آموزشی در جهان تبدیل شود. با این وجود، نظام آموزش و پرورش ایران همچنان با چالش هایی نظیر تمرکزگرایی در تصمیم گیری، ضعف مشارکت ذی نفعان، محدود بودن فرصت های یادگیری مستمر، نبود سازوکارهای انعطاف پذیر حکمرانی و عدم هم سویی سیاست های آموزشی با الزامات یادگیری مادام العمر مواجه است. از این رو، طراحی الگویی جامع برای حکمرانی آموزشی مبتنی بر یادگیری مادام العمر، ضرورتی اجتناب ناپذیر به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر، طراحی و تبیین الگوی حکمرانی آموزشی مبتنی بر یادگیری مادام العمر در نظام آموزش و پرورش ایران است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است و با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. داده های پژوهش از طریق بررسی نظام مند منابع علمی معتبر داخلی و خارجی منتشرشده در فاصله سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ گردآوری و بر اساس الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو تحلیل شدند. در فرآیند تحلیل، کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت و مولفه های اصلی الگو استخراج شدند. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی پیشنهادی از شش بعد اصلی شامل حکمرانی راهبردی، حکمرانی مشارکتی، حکمرانی فناورانه، حکمرانی یادگیری، حکمرانی ارزیابی و حکمرانی عدالت محور تشکیل شده است که در قالب مجموعه ای از مولفه های سیاست گذاری، رهبری آموزشی، مشارکت ذی نفعان، حکمرانی داده محور، توسعه حرفه ای مستمر، یادگیری دیجیتال، تضمین کیفیت، پاسخگویی، شفافیت و عدالت آموزشی سازمان یافته اند. همچنین، نتایج نشان داد استقرار این الگو می تواند زمینه ارتقای کیفیت آموزش، افزایش انعطاف پذیری نظام آموزشی، توسعه سرمایه انسانی، تحقق عدالت آموزشی، تقویت فرهنگ یادگیری مادام العمر و افزایش آمادگی نظام آموزش و پرورش ایران برای مواجهه با تحولات آینده را فراهم سازد. در مجموع، الگوی ارائه شده می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران و برنامه ریزان آموزشی در مسیر تحول و حکمرانی اثربخش نظام آموزش و پرورش ایران مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مبینا سیفی
دانشجو دکتری فلسفه تعلیم تربیت