بازسازی فلسفه تربیت پدیدارشناختی در پرتو چالش های آموزش هوشمند: ارائه الگویی برای پرورش یادگیرنده خودآگاه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 60

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPESS03_073

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

رشد روزافزون فناوری های هوش مصنوعی، کلان داده ها و سامانه های آموزش هوشمند، آموزش معاصر را با تحولات بنیادینی مواجه ساخته است. اگرچه این فناوری ها فرصت هایی همچون شخصی سازی یادگیری، افزایش دسترسی به آموزش و بهبود فرایندهای آموزشی را فراهم کرده اند، اما در عین حال چالش هایی نظیر کاهش اصالت تجربه زیسته یادگیرنده، تضعیف خودآگاهی، وابستگی شناختی به فناوری، کاهش تعاملات انسانی و غلبه رویکردهای فناورانه بر ابعاد وجودی و معنایی تعلیم و تربیت را نیز به همراه داشته اند. از این رو، بازاندیشی در مبانی فلسفی تعلیم و تربیت و بهره گیری از ظرفیت مکاتب فلسفی برای مواجهه با این چالش ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در این میان، فلسفه تربیت پدیدارشناختی با تاکید بر تجربه زیسته، آگاهی، قصدیت، ادراک و معنابخشی به تجربه، ظرفیت مناسبی برای بازسازی الگوهای تربیتی متناسب با اقتضائات عصر آموزش هوشمند دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بازسازی فلسفه تربیت پدیدارشناختی در پرتو چالش های آموزش هوشمند و ارائه الگویی برای پرورش یادگیرنده خودآگاه استاین پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیلی–استنباطی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه و تحلیل منابع معتبر فلسفی و تربیتی، شامل آثار اندیشمندان برجسته پدیدارشناسی، پژوهش های مرتبط با فلسفه تعلیم و تربیت و مطالعات حوزه آموزش هوشمند گردآوری شد. سپس با استفاده از تحلیل مفهومی و استنتاج فلسفی، مولفه های بنیادین فلسفه تربیت پدیدارشناختی استخراج، تبیین و متناسب با ویژگی ها و چالش های آموزش هوشمند بازسازی شدندیافته های پژوهش نشان داد که الگوی پیشنهادی فلسفه تربیت پدیدارشناختی بر شش مولفه اساسی استوار است: اصالت تجربه زیسته، تقویت خودآگاهی و خودبازاندیشی، قصدیت در فرایند یادگیری، گفت وگوی میان ذهنی و تعامل انسانی، معنابخشی به تجربه های آموزشی و بهره گیری انتقادی و مسئولانه از فناوری های هوشمند. این مولفه ها ضمن حفظ جایگاه فناوری در بهبود فرایندهای آموزشی، بر تقدم انسان، آگاهی و تجربه زیسته در طراحی محیط های یادگیری تاکید دارندنتایج پژوهش نشان می دهد که بازسازی فلسفه تربیت پدیدارشناختی می تواند چارچوبی نظری برای طراحی نظام های آموزش هوشمند انسان محور فراهم آورد؛ چارچوبی که در آن فناوری نه جایگزین تجربه انسانی، بلکه ابزاری برای تعمیق یادگیری، تقویت خودآگاهی، توسعه تفکر تاملی و پرورش یادگیرندگانی مسئول، معناجو و برخوردار از قدرت تفسیر و فهم انتقادی از جهان و خویشتن تلقی می شود.

نویسندگان

معصومه السادات سعیدی

استاد یار و عضو هیات علمی وابسته دانشگاه آزاد اراک

مبینا سیفی

دانشجو دکترا فلسفه تعلیم تربیت