تحلیل مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی نظریه های یادگیری و تدریس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 98

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPESS03_060

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

نظریه های یادگیری و تدریس از مهم ترین بنیان های شکل دهنده نظام های آموزشی هستند و فهم دقیق آنها بدون توجه به مبانی فلسفی امکان پذیر نیست. هر نظریه یادگیری بر برداشت خاصی از ماهیت انسان، واقعیت، دانش و فرایند شناخت استوار است و همین برداشت ها جهت گیری آن را در زمینه آموزش تعیین می کنند. مبانی هستی شناختی مشخص می کنند انسان و جهان چگونه تصور می شوند، مبانی معرفت شناختی به چگونگی شکل گیری و اعتبار دانش می پردازند و مبانی انسان شناختی تصویری از ویژگی ها، قابلیت ها، نیازها و ظرفیت های انسان ارائه می دهند. هدف پژوهش، تحلیل ارتباط میان این سه دسته مبانی و نظریه های یادگیری و الگوهای تدریس و بررسی پیامدهای آنها برای نقش معلم، نقش دانش آموز، روش های تدریس و برنامه ریزی آموزشی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از مطالعه اسنادی انجام شده است. منابع علمی و تربیتی مرتبط با فلسفه تعلیم و تربیت، روان شناسی یادگیری، نظریه های آموزشی و برنامه ریزی آموزشی مورد بررسی قرار گرفتند و مفاهیم اصلی بر اساس تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفتند. تفاوت میان نظریه های یادگیری در بسیاری از موارد به تفاوت در برداشت آنها از انسان و دانش بازمی گردد. در دیدگاه های رفتاری، رفتار قابل مشاهده و نقش محیط برجسته است؛ در دیدگاه های شناختی، فرایندهای ذهنی و سازمان دهی دانش اهمیت بیشتری دارند؛ در یادگیری اجتماعی، تعامل فرد و محیط اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد؛ در رویکرد انسان گرایانه، رشد و انگیزش درونی اهمیت می یابد و در سازنده گرایی، یادگیرنده به عنوان سازنده فعال دانش شناخته می شود. تغییر در مبانی نظری یادگیری، موجب تحول در نقش معلم و دانش آموز نیز شده است.

نویسندگان

جواد کرد

دانشجوی دکتری تخصصی فلسفه تعلیم و تربیت

مژگان محمدی نائینی

دکترای تخصصی فلسفه تعلیم و تربیت، هیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اراک