بازاندیشی در رنج و محدودیت: به سوی نظریهای رابطهای درباره معنای زندگی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPESS03_048
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
پرسش از معنای زندگی یکی از مسائل پایدار فلسفه است و رنج در بسیاری از رویکردهای فلسفی در نسبت با معنا، آزادی، مسئولیت و دگرگونی انسان بررسی شده است. این مقاله با تمرکز بر تمایز میان رنج و محدودیت وجودی استدلال میکند که رنج نه شرط لازم و نه شرط کافی معنای زندگی است، بلکه یکی از موقعیتهایی است که محدودیت انسانی را آشکار میکند. انسان از حیث زمان، شناخت، امکان انتخاب، آسیبپذیری و وابستگی محدود است و همین وضعیت، افق انتخاب و تعهد او را شکل میدهد. مسئله اصلی مقاله این است که آیا معنا از خود رنج ناشی میشود یا از نحوه پاسخ انسان به محدودیتهای وجودی. برای بررسی این مسئله، دیدگاههای رواقیگری، نیچه، کامو و فرانکل با رویکردهای معاصر سوزان ولف و ثادیوس متز مقایسه میشوند و از برخی عناصر اندیشه ناگارجونا و مولانا نیز بهصورت تطبیقی و انتقادی استفاده میشود. یافته اصلی مقاله در قالب «نظریه پاسخ به محدودیت» صورتبندی میشود. بر اساس این نظریه، معنا هنگامی امکان ظهور مییابد که انسان محدودیت خود را آگاهانه بشناسد، جایگاه خود را در شرایط و روابطش تفسیر کند، در حد امکان پاسخی آزادانه و مسئولانه شکل دهد و این پاسخ را با اموری ارزشمند فراتر از ترجیح صرف شخصی پیوند دهد. از این منظر، رابطهمندی مرحلهای مستقل نیست، بلکه بستر تحقق فرایند معناست؛ زیرا انسان همواره در نسبت با دیگران، جهان، تاریخ، زبان و ارزشها قرار دارد. مقاله در عین دفاع از این چارچوب، ادعا نمیکند که هر محدودیتی به معنا میانجامد یا انسان همیشه قادر به تبدیل رنج و محدودیت به معناست. ادعای آن محدودتر است: محدودیت بخشی از ساختار وضعیت انسانی است که درون آن امکان انتخاب، تعهد و معنا پدیدار میشود و کیفیت پاسخ انسان، در پیوند با ارزش، در معناداری زندگی نقش تعیینکننده دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آریاک علیخانی
مدرسه فرزانگان قلمچی