تحلیل فلسفی جاودانگی انسان در مکتب اگزیستانسیالیسم با تاکید بر آرای هایدگر و کی یرکگور
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 91
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPESS03_004
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
مسئله جاودانگی انسان و نسبت آن با مرگ، یکی از بنیادی ترین مباحث فلسفی در تاریخ اندیشه است که در فلسفه اگزیستانسیالیسم جایگاهی ویژه یافته است. این پژوهش با هدف تبیین و تحلیل مفهوم جاودانگی انسان در اندیشه اگزیستانسیالیستی، به بررسی مبانی انسان شناختی این مکتب و تحلیل دیدگاه دو متفکر برجسته آن، یعنی مارتین هایدگر و سورن کی یرکگور، می پردازد. پژوهش حاضر از نوع نظری و با روش توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعه کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در اگزیستانسیالیسم، انسان موجودی آزاد، پرتاب شده و زمان مند است که باید در مواجهه با مرگ، معنای زندگی خویش را بیافریند. هایدگر با طرح مفاهیمی همچون دازاین، بودن-برای-مرگ و اصالت، مرگ را بنیادی ترین امکان وجودی انسان دانسته و تحلیل خود را به قلمرو این جهانی محدود می کند و از داوری درباره حیات پس از مرگ پرهیز دارد. در مقابل، کی یرکگور با تکیه بر ایمان، دلهره، جهش ایمانی و نسبت میان زمان و ابدیت، مرگ را نه پایان هستی، بلکه گذرگاهی به سوی حیات جاودانه تلقی می کند. تحلیل تطبیقی نشان می دهد که هر دو فیلسوف در تاکید بر مرگ آگاهی، آزادی، مسئولیت و اصالت اشتراک دارند، اما در مبانی الهیاتی، تفسیر جاودانگی، جایگاه خداوند و معنای زندگی اختلافی بنیادین میان آنان وجود دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمداسلم رئیسی
دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، حقوق و معارف اسلامی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
ابراهیم نوری
( نویسنده مسئول) دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، حقوق و معارف اسلامی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.