تحلیل تطبیقی الگوهای شخصیت پردازی در آثار شمیم بهار و رضا جولایی با رویکرد نقد روایت

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICSSLHA03_058

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

شخصیت و شیوه های شخصیت پردازی از مهم ترین عناصر روایت داستانی به شمار می آیند و نقشی اساسی در سازمان دهی ساختار روایت، بازنمایی تجربه های انسانی و انتقال مفاهیم ادبی دارند. در ادبیات داستانی معاصر فارسی، شمیم بهار و رضا جولایی با بهره گیری از شیوه های متفاوت شخصیت پردازی، جهان های روایی متمایزی آفریده اند؛ با این حال، بررسی تطبیقی الگوهای شخصیت پردازی در آثار این دو نویسنده با رویکرد نقد روایت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مقایسه الگوهای شخصیت پردازی در آثار این دو نویسنده، به شیوه ای کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه کتابخانه ای و تحلیل متنی آثار منتخب شمیم بهار و رضا جولایی گردآوری و بر پایه مبانی نظری شخصیت پردازی و روایت شناسی تحلیل شده اند. در این پژوهش، مولفه هایی همچون انواع شخصیت ها، شیوه های شخصیت پردازی مستقیم و غیرمستقیم، میزان تحول شخصیت، نقش شخصیت در پیشبرد روایت، نسبت شخصیت با پیرنگ، زاویه دید و فضای داستان مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو نویسنده شخصیت را محور اصلی شکل گیری روایت قرار می دهند، اما در شیوه آفرینش و کارکرد شخصیت ها تفاوت های بنیادینی دارند. شمیم بهار با تکیه بر جریان ذهن، روایت درونی، ابهام، سکوت و خاطره، شخصیت هایی درون گرا، چندلایه و تاویل پذیر خلق می کند که شناخت آن ها مستلزم مشارکت فعال خواننده در فرایند خوانش است؛ در مقابل، رضا جولایی شخصیت ها را در بستری تاریخی، اجتماعی و فرهنگی بازنمایی می کند و با تلفیق واقعیت تاریخی و تخیل ادبی، شخصیت هایی چندبعدی و باورپذیر می آفریند که هویت آنان در تعامل با حافظه تاریخی و تجربه جمعی شکل می گیرد. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد که شخصیت های هر دو نویسنده دارای ابعاد روان شناختی و قابلیت تحول هستند، اما مسیر تحول، شیوه معرفی و کارکرد روایی آن ها با یکدیگر تفاوت دارد. در مجموع، این پژوهش نشان می دهد که شخصیت پردازی در داستان معاصر فارسی از الگوهای سنتی و تک بعدی فاصله گرفته و به سوی خلق شخصیت هایی پیچیده، پویا، چندصدایی و دارای هویت های متکثر حرکت کرده است؛ تحولی که بیانگر گسترش ظرفیت های روایی و زیبایی شناختی شخصیت در ادبیات داستانی معاصر ایران و تنوع شیوه های بازنمایی انسان در روایت فارسی است.

نویسندگان

مریم مژده ‎

‎دانشجوی دکتری دانشگاه آزد اسلامی واحد تبریز،‎ ‎مسئول و مدرس جامعه المصطفی واحد خواهران تبریز، ایران، تبریز