بررسی تطبیقی مفهوم سکوت در اشعار حافظ و رهی معیری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 58

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICSSLHA03_057

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

سکوت از مفاهیم پربسامد و تامل برانگیز در شعر فارسی است که فراتر از معنای ظاهری خاموشی، به یکی از شیوه های بیان عواطف، اندیشه ها و تجربه های درونی شاعر تبدیل شده است. این مفهوم در آثار حافظ و رهی معیری حضوری چشمگیر دارد و در پیوند با لایه های مختلف زندگی عاطفی و فکری آنان جلوه می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به بررسی مفهوم سکوت در اشعار حافظ و رهی معیری می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت کارکردهای سکوت و تبیین شباهت ها و تفاوت های نگرش دو شاعر به این مفهوم است. بر اساس بررسی شواهد شعری، سکوت در سه محور اصلی «راز»، «رنج عاشقانه» و «خویشتن داری در برابر نااهلان» مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر دو شاعر سکوت را زبانی برای بیان ناگفته ها می دانند و آن را در موقعیت هایی به کار می گیرند که زبان از انتقال کامل معنا ناتوان است. با این حال، تفاوت های معناداری در نوع نگاه آنان مشاهده می شود. در شعر حافظ، سکوت غالبا با مفاهیمی چون راز، اهل دل، اشارت و ناتوانی زبان در بیان حقیقت پیوند می یابد و از سطح یک تجربه فردی فراتر رفته و به عرفان می رسد. در مقابل، سکوت در شعر رهی معیری بیشتر بازتاب دهنده تجربه های عاطفی شاعر، دردهای عاشقانه، حسرت ها و احساسات ناگفته اوست. همچنین بررسی اشعار دو شاعر نشان می دهد که خویشتن داری و پرهیز از سخن گفتن در برابر نااهلان، یکی از مهم ترین انگیزه های سکوت در آثار آنان است؛ با این تفاوت که حافظ این مسئله را بیشتر از منظر معرفتی و رهی از منظر انسانی مطرح می کند. در مجموع، سکوت در شعر حافظ و رهی معیری اگرچه دارای برخی کارکردهای مشترک است؛ اما متناسب با جهان بینی و فضای فکری هر شاعر، معانی و کارکردهای متفاوتی پیدا کرده است.

نویسندگان

مریم آموزگار

دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان فارس، دانشکده ادبیات و علوم انسانی شهید باهنر