بازتاب بحران های اجتماعی و سیاسی قرن هشتم در غزل حافظ
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 62
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSSLHA03_056
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
غزل حافظ، افزون بر ساحت غنایی و عرفانی، بازتاب دهنده بخشی مهم از واقعیت های اجتماعی و سیاسی قرن هشتم هجری است. این پژوهش با هدف بررسی نحوه بازنمایی بحران های اجتماعی و سیاسی این دوره در غزل حافظ انجام شده است. مسئله اصلی مقاله آن است که حافظ چگونه با بهره گیری از زبان نمادین، چندلایه و انتقادی، آسیب ها و نابسامانی های زمانه خود را در شعر بازتاب داده است. روش پژوهش کیفی، از نوع توصیفی و تحلیلی و مبتنی بر رویکرد جامعه شناسی ادبیات است. داده های پژوهش به شیوه کتابخانه ای و با تکیه بر دیوان حافظ و شماری از منابع تاریخی و پژوهشی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که مهم ترین بحران های بازتاب یافته در غزل حافظ شامل بی اعتمادی و فرسایش سرمایه اجتماعی، ریاکاری و زوال اخلاق عمومی، چیرگی رذیلت بر فضیلت و پیمان شکنی در روابط انسانی است. حافظ این بحران ها را نه به صورت گزارش مستقیم تاریخی، بلکه در قالب تصاویری شاعرانه، نمادین و انتقادی بازمی نماید. در این میان، شخصیت هایی چون واعظ، محتسب، شیخ و مفتی در شعر او به صورت نمادهایی از ریا، فساد، جزم اندیشی و بحران مشروعیت اخلاقی جلوه می کنند. در عین حال، حافظ تنها به توصیف بحران بسنده نمی کند، بلکه با برجسته کردن مفاهیمی چون صداقت، رندی، قناعت، مدارا و آزادی درونی، افقی اخلاقی برای مقاومت در برابر زوال اجتماعی پیش می نهد. بر این اساس، می توان گفت غزل حافظ نه فقط آیینه ای از بحران های اجتماعی و سیاسی قرن هشتم، بلکه متنی زنده و معنادار برای فهم نسبت ادبیات و جامعه در تاریخ فرهنگ ایرانی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرضیه مرادی
دانشجوی آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان فارس ، دانشکده شهید باهنر شیراز