موانع تحقق عدالت اجتماعی در افغانستان؛ تحلیلی از منظر خط مشی گذاری عمومی و آموزه های اسلامی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 55
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICMRE08_008
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
عدالت اجتماعی یکی از اهداف اساسی حکمرانی و از مهم ترین زمینه های نقش آفرینی خط مشی گذاری عمومی در سامان دهی امور جامعه، توزیع منابع، فرصت ها و کاهش نابرابری هاست. در افغانستان، تحقق عدالت اجتماعی با مجموعه ای از موانع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نهادی و اجرایی مواجه است که شناخت و تحلیل آنها می تواند به درک بهتر الزامات خط مشی گذاری عدالت محور کمک کند. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل موانع تحقق عدالت اجتماعی در افغانستان از منظر خط مشی گذاری عمومی و آموزه های اسلامی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده و داده های آن از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پنج مانع اساسی در مسیر تحقق عدالت اجتماعی عبارت اند از: تمرکز قدرت و محدودبودن مشارکت در تصمیم گیری، نابرابری اقتصادی و گسترش فقر و توزیع ناعادلانه منابع، ضعف نظارت و گسترش فساد اداری، محدودیت دسترسی به آموزش و مشارکت اجتماعی، به ویژه برای زنان، و ضعف ظرفیت اجرایی و کمبود منابع. تحلیل یافته ها نشان می دهد که این موانع با مراحل مختلف خط مشی گذاری، از شناخت مسئله و تصمیم گیری تا اجرا، نظارت و ارزیابی، ارتباط دارند و می توانند یکدیگر را تشدید کنند. همچنین، آموزه های اسلامی با تاکید بر عدالت، قسط، شورا، کرامت انسانی، امانت، شایسته سالاری و حمایت از نیازمندان، چارچوبی هنجاری برای تحلیل این موانع و جهت دهی به فرایند خط مشی گذاری فراهم می کنند. در مجموع، تحقق عدالت اجتماعی در افغانستان نیازمند پیوند میان ارزش های عدالت محور، مشارکت عمومی، ظرفیت اجرایی، نظارت و پاسخگویی در فرایند خط مشی گذاری عمومی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد رضا رحیمی
محقق
عبد الرحیم رحیمی
محقق