تحقق «خود متعالی» در فرایند فردیت یابی رمان دمیان از منظر روانشناسی تحلیلی کارل گوستاویونگ
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 117
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSSLHA03_001
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
پیوند میان ادبیات و روان شناسی همواره بستری برای مطالعه پژوهش های میان رشته ای فراهم آورده است. از نمونه های قابل توجه این پیوند، رمان «دمیان» هرمان هسه است که به طرزی آشکار از مفاهیم روان شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ تاثیر پذیرفته است. حضور مولفه های نظریه یونگ – همچون گسستن از پرسونا، مواجهه با سایه و تحقق خود متعالی– بطور همسان در متن رمان، زمینه ای را برای تحلیل تطبیقی این رمان فراهم می آورد. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی-توصیفی به کاوش و مطالعه در متن رمان پرداخته است. جمع آوری اطلاعات بر پایه منابع کتابخانه ای و اسنادی صورت پذیرفته و کل پژوهش بر پایه روانشناسی تحلیلی کارل گوستاویونگ و نظریه فردیت یابی وی بررسی شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی چگونگی بازنمایی فرایند فردیت یابی و تحقق خود متعالی در رمان دمیان است. به این ترتیب، پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این پرسش است که چگونه می توان مراحل فردیت یابی و تحقق خود متعالی را در رمان دمیان بر اساس روان شناسی تحلیلی یونگ استخراج و تبیین کرد؟ یافته های تحقیق بیان می دارد که فرایند تحول سینکلر با گسست از «نقش کودک مقبول در جهان روشنایی» و فروپاشی پرسونا آغاز شده، سپس با مواجهه با «سایه» با تجسد آن در شخصیت کرومر ادامه می یابد. در ادامه، ماکس دمیان به مثابه «پیردانا» تجسد نموده و سینکلر را به سمت پذیرش خود متعالی رهنمون می سازد. بر این مبنا، یافته اصلی پژوهش، نقش سه گانه دمیان به عنوان تجسدی از «خود» بالقوه، «پیردانا» و «خود متعالی» است که وحدت نهایی سینکلر با او، نمایانگر طی مسیر سینکلر از مرحله ی نوجوانی به سمت تحقق خود متعالی و درنهایت اوج فرایند فردیت یابی در رمان است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
الهه پورعبداله
دانشجوی کارشناسی ارشد نقاشی ایرانی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنراسلامی تبریز، تبریز، ایران.